مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٧٧ - یادداشت نظری به نظام اقتصادی اسلام
٨. مکاسب محرّمه: بت و صلیب، شراب، اعیان نجسه، آلات قمار، بیع سلاح للاعداء، کتب ضلال، تدلیس ماشطه، نجش، مجسمه سازی، هجو مؤمن، غش، لغو و لهو، اعانت ظلمه، کهانت، اکتساب به واجبات ...
٩. در دنیای امروز آنچه وجود دارد ایجاد تعادل میان تولید و توزیع، و تقسیم عادلانه یا متساوی ثروت است، ولی مسئله هماهنگ ساختن میان احتیاجات واقعی و میان تولید و مبادله مطرح نیست.
١٠. از مجموع دستورهای اسلام باید فلسفه اسلام را کشف کرد، و به خوبی کشف میشود.
١١. عطف به نمره ٨، اسلام درآمد از طریق اغراء به جهل را نظیر بیع بت و صلیب به نام آزادی جایز نمیشمارد، و همچنین از طریق اغفال مردم. بیع کتب ضلال یا کتب فساد اخلاق یا فیلمهای اینچنین، نجش، تدلیس ماشطه، مدح من لایستحق المدح، کهانت، مجسمه سازی از این قبیل است. (به نام آزادی این را هم مجاز میدانند.).
همچنین تقویت دشمن به هر شکل، بیع سلاح لاعداء الدین، بلکه هر معامله اقتصادی که سبب تقویت دشمن مسلمین گردد. همچنین تحصیل درآمد از راه تولید و یا مبادله موادی که مصرف آنها برای بشر زیانبار است: مشروب، هروئین، آلات قمار.
همچنین اموری که مضر نیست ولی اتلاف وقت است، لهو و لغو است. نوع دیگر آنهاست که فوق مسائل اقتصادی است از قبیل قضاوت، اجرت بر واجبات.
نوع دیگر تجمل پرستیها از قبیل خرید و فروش ظروف طلا و نقره است.
١٢. آیا واقعاً در مناسبات اقتصادی عصر ما تحولاتی به وجود آمده که جز با سلب مالکیت فردی از ابزار تولید و لااقل ماشین اجرای عدالت و مساوات میسر نیست؟.
١٣. رابطه اقتصاد با عدالت و مساوات، مسئله حق طبیعی و تکوینی، مسئله استثمار.
١٤. اصل «کار به قدر استعداد و خرج به قدر احتیاج» اگر به صورت قانون درآید اولًا استثمار است، ثانیاً نیروی فعالیت را تضعیف میکند زیرا آزادی و رقابت را از میان میبرد.