مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٦٩ - روش اقتصادی اسلام
ط. آیا اسلام تسلط اقتصادی و دیکتاتوری افراد معین را و رهبری اقتصادی افراد معین را در اجتماع به بهانه مالکیت فردی میپذیرد؟ یا این جهت چون مربوط به مصالح عالیه اجتماع است، بعلاوه سلب آزادی عموم است آن را نمیپذیرد؟.
اصول و موازین کلی اسلامی با تسلط و دیکتاتوری اقتصادی توافق ندارد.
ی. رابطه کار و ثروت. آیا همیشه ثروت باید ناشی از کار باشد؟ یا باید ناشی از کار دیگری بدون میل و رضای او نباشد. سوسیالیستها چون طرفدار این اصلند که ثروت الزاماً باید ناشی از کار باشد ارث را منع میکنند، قهراً هبه و بخشش را هم باید از طرف بخشش کننده و گیرنده ظالمانه بدانند. سود بازیافته اگر وجود پیدا کند از نظر اسلام منعی ندارد، نظیر قرعه کشی و جایزه نه لاتار.
یا. در اختیار گرفتن نرخ کارگر به وسیله ایجاد محیط اضطراری. لازمه رژیم سرمایه داری این است؛ آیا اسلام ایجاد این گونه اضطرارها را جایز میشمارد یا نه؟.
یب. سوسیالیستها مدعی هستند که هرچند مالکیت فردی را مطلقاً نفی نمیکنند ولی با تکامل ابزار تولید مالکیت فردی مستلزم استثمار است، پس در صورت تکامل وسائل تولید خواه ناخواه باید اجتماع سوسیالیستی برقرار گردد بلکه خواه ناخواه برقرار میشود. علیهذا الزاماً در پرتو تکامل وسائل تولید چون مالکیت فردی ممکن نیست همه باید از قانون «کار به قدر طاقت و خرج به قدر احتیاج» استفاده کنند.
به عقیده ما فرضاً تکامل وسائل تولید مستلزم ملی شدن و عمومی شدن آنها باشد مستلزم نفی و عدم امکان مالکیت فردی نیست و اصل «کار به قدر طاقت و خرج به قدر احتیاج» خود نوعی ظلم و استثمار است.
یج. آیا همه لازم است کار کنند، آنطور که سوسیالیستها میگویند، یا کار وظیفه فقرا و در زمینه احتیاج است، آنطور که سرمایه دارها میگویند، و یا کار به هر حال واجب و لازم است چنانکه از منطق اسلام برمیآید؟.
سوسیالیستها معمولًا سرمایه داری را اینطور تعریف میکنند:
رژیمی که اجازه میدهد امور اقتصادی جامعه دربست در اختیار افراد معینی قرار بگیرد.