مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٨ - مسئله اضطرار
اضطرار صورت بگیرد تجویز میکند و حتی آن را منّتی بر شخص مضطر قرار میدهد (رُفِعَ مَا اضْطُرَّ الَیهِ) در صورتی که همین عامل اضطرار است که موجب استثمارهای بزرگ میشود. وقتی قدرت اقتصادی در اختیار افراد معدودی بود آنچنان بر طبقه کارگر زندگی تنگ میشود که همیشه اضطراراً کار خود را به قیمتی نازل میفروشد، یعنی همیشه مورد استثمار طبقه کارفرما قرار میگیرد. فیلیسین شاله در جزوه سرمایه داری و سوسیالیسم صفحه ٣٥ میگوید:
منحصر شدن داراییها به اشخاص معدودی در به کار واداشتن کارگران آزاد همان تأثیر را داشته است که شلاق در غلام. رنجبر که چیزی ندارد مجبور است فوراً مشغول کار شود والا از گرسنگی خواهد مرد، لکن او بدون ابزار تولید و سرمایههایی که به سرمایهدار تعلق دارد نمیتواند کار بکند، لذا مجبور است برای سرمایهدار کار بکند، یعنی قسمت عمده محصول کار خود را به او واگذار نماید.
از فروش کار کارگر که بگذریم، تراستها که فروش کالایی را در انحصار خود قرار میدهند مصرف کننده را استثمار میکنند، یعنی زیادتر از قیمتی که در صورت عدم انحصار در اختیار مصرف کننده قرار میگرفت از مصرف کننده میگیرند. ایضاً «شاله» در صفحه ٥٣ درباره تراست میگوید:
دو عیب بزرگ دارد: اولًا بیشتر از بنگاههای کوچک بر کارگران فشار میآورد؛ ثانیاً به واسطه برقرار ساختن قیمتهایی که مورد نظر خود او است مصرف کنندگان را زیادتر استثمار مینماید.
ایضاً در صفحه ٢٨ و ٢٩ میگوید:
او (کارگر) ناچار خواهد بود بدون فکر و اختیار مانند یک ماشین کار کند.
این کار ناگوار و پرزحمت عضلات او را فرسوده میسازد، سلامتی او را از بین میبرد، فهم و شعور او را کم میکند، روزگار او را سیاه میگرداند. در