مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٤ - سرمایه داری و سوسیالیسم از دیدگاه اسلام
اگر به عکس، ارزش پایین باشد از عرضه میکاهد و بر تقاضا میافزاید؛ و چیزی که عرضه و تقاضا را تحت تأثیر قرار میدهد چگونه میتوان گفت معلول آن است؟.
ه. منشأ ارزش فقط کار است. میزان ارزش نیز بستگی دارد به مقدار کاری که روی اشیاء صورت میگیرد. این همان نظری است که آدام اسمیت و ریکاردو ابراز کردند و کارل مارکس نیز آن را انتخاب کرده است.
بر این نظر نیز چند ایراد وارد است:
اوّلاینکه اگر کار صد درصد منشأ ارزش است و ارزش در حقیقت عبارت است از مقدار کاری که روی یک کالا صورت میگیرد، چرا و به چه علت عرضه و تقاضا در ارزش نوسان ایجاد میکند؟ طرفداران «ارزش کار» همین قدر میگویند:
«نوسانات عرضه و تقاضا پیرامون سطح معینی رخ میدهد ولی هرگز خود آن سطح را تعیین نمینماید؛ خود آن سطح را کار تعیین میکند.» در اصول علم اقتصاد نوشین صفحه ٢٣ پس از آنکه تنظیم لایشعر روابط کار را در اجتماع مبادلهای نقل و انتقاد میکند میگوید:.
... در جریان این تنظیم که لایشعر صورت میگیرد به ندرت اتفاق میافتد که بهای یک کالا به تحقیق مساوی ارزش آن کالا باشد. بدین طریق میبینیم که در اقتصاد مبتنی بر مبادله، تعادلی که باید در روابط تولید برقرار باشد (تعادل مقادیر کارها)، چون این تعادل در نتیجه مبادله کالاها با تنظیم لایشعر برقرار میگردد، پس این تعادل ابداً ثابت و تغییرناپذیر نیست ...
این در حقیقت عذری است که در اینجا آورده شده است در مقابل اشکالی که بر اصل «ارزش کار» وارد است. قبلًا در خود این کتاب گفته شد که قوانین حاکم بر اقتصاد مانند قوانین طبیعی قطعی و تخلف ناپذیر است؛ و اگر این مطلب درست باشد که کار موجد ارزش است و ارزش صد درصد بستگی دارد با مقدار کار، محال و ممتنع است که تعادل میان روابط تولید یا مقادیر کارها بهم بخورد.
دوماینکه کار علت و ایجاد کننده ارزش است نه اینکه مساوی با ارزش