مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٧٣ - ارزش اضافی
مساوات ارزش و کارِ مصرف شده در مورد صنعت صادق باشد در مورد طبیعت صادق نیست؛ طبیعت همانطور که فیزیوکراتها گفتهاند قادر است که چندین برابر کاری که صرف آن شده است ثمر بدهد. هرگز نمیتوان گفت الزاماً قیمت کرّه اسب مساوی خرجی است که صرف آن شده است، و یا قیمت گوشت و نیروی عضلانی خصوصاً در اسبهای دونده مساوی کاه و جوی است که صرف آن اسب شده است؛ همچنانکه عکس قضیه نیز صادق است، یعنی بعضی اسبها یا قاطرها و گوسفندها هستند که به اصطلاح به خرجشان نمیارزند.
ظاهراً علت اینکه قیمتها تدریجاً در طول تاریخ بالا میرود و ارزش پول کم میشود، قدرت طبیعت بر تولید بیشتر از مقدار کاری است که صرف آن میشود که تدریجاً بر محصول و قدرت خرید میافزاید. (باید تأمّل بیشتری بشود.).
به هر حال نظر بالا مبتنی بر اینکه «قانون مفرغ» از نظر خرید کارفرما یک قانون عادلانه است- آنطور که لازمه نظر مارکسیستهاست- سخن نادرستی است ..
ثالثاًهیچ گونه توضیحی نمیدهد که چرا نیروی کار این امتیاز را از سایر کالاها دارد که قدرت ایجاد ارزش اضافی در او هست؟ همین قدر میگوید: «این کالای ممتاز». این امتیاز به چه جهت و روی چه فلسفهای پیدا شد؟ به عقیده ما اولًا این خصوصیت در همه کالاها کم و بیش هست، در سرمایه نیز این خصوصیت هست؛ و ثانیاً این خصوصیت و امتیاز در خصوص نیروی کار از آن جهت است که مربوط است به طبیعت زنده. طبیعت زنده مولّد است، یک بر صد محصول میدهد. به قول بعضی فلاسفه الهی طبیعت مرده از لحاظ مقدّمیت در طبیعت زنده، مُعدّ است نه علت ایجابی ..
رابعاًچرا باید تمام سود کارخانه را منحصراً از کار کارگر بشماریم؟ این سود در اثر همکاری کارِ به اصطلاح زنده و کارِ به اصطلاح مرده پیدا میشود؛ یعنی سود جدید مولود و فرزند این پدر و مادر است؛ هر دو در این فرزند شریکند. بلی، در مواقع خاصی ارزش اضافی مربوط به کارگر است. مثلًا خطاط یا نقاشی فقیر که وسائل در اختیار ندارد و گرسنه است نمیتواند ایجاد اثر کند؛ یا مؤلفی که وسائل طبع و نشر در اختیار ندارد یا فقیر است و برای مدت تألیف احتیاج دارد بالفعل به پول، و از آن طرف خریدار، یعنی کسی که قوه خرید داشته باشد یا کسی که از سود این معامله آگاه باشد، منحصر به فرد است و یا خریداران همدست شده جلوی