مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٨ - مروری دیگر بر کار شخصی و کار اجتماعاً لازم - آیا زمان کار مقیاس سنجش کار است؟
لازم بوده مشخص نمیگردد، بلکه ارزش یک کالا فقط به واسطه مقدار معینی از کالای دیگری معین میشود.
اینجا این مطلب باید گفته شود که اگر مقصود این است که مبادله و بازار مظهر و مُظْهِر و واسطه اثبات ارزش واقعی یعنی کارِ مصرف شده است، پس اینکه گفته شد:
«مادامی که یک کالا در مقابل کالای دیگر قرار نگیرد فقط دارای ارزش استعمال است نه ارزش ذاتی» درست نیست؛ و اگر مقصود این است که اساساً «ارزش» یک مفهوم اضافی است و عبارت است از نسبتی که یک کالا با سایر کالاها دارد و تا کالاهای دیگری در بازار نباشد ارزش معنی ندارد، آن ایراد وارد نیست. ولی باید گفت مقصود از اینکه در گذشته گفته شد که ارزش هر چیز عبارت است از مقدار کاری که مصرف شده، این است که نسبت اشیاء با یکدیگر با مقیاس کاری که در آنها مصرف شده سنجیده میشود. بنا بر توجیه اول هر کالا فی حد ذاته دارای ارزش است، چه در رژیم اقتصاد مبادلهای و چه در رژیم اقتصاد غیر مبادلهای. ولی بنا بر نظر دوم کالا فقط در اقتصاد مبادلهای دارای ارزش است و در اقتصاد غیر مبادلهای کار در آن مصرف شده ولی دارای ارزش نیست زیرا قیمت و بها بدون اینکه معاوضه و مبادلهای در کار باشد معنی ندارد.
در صفحه ٤٢ درباره طلا میگوید:.
سکه طلا کالایی است دارای ارزش معین و مظهر مادی یک مقدار کار اجتماعاً لازم میباشد و فقط بدین جهت میتواند مقیاس ارزش سایر کالاها قرار گیرد.
در صورتی که طلا ماده نقضی است بر نظریه «ارزش کار» زیرا کاری که روی طلا صورت میگیرد هیچ گونه تناسبی از لحاظ زمان و صرف نیرو با ارزش آن ندارد، بلکه ارزش طلا معلول جهاتی است که خود نویسنده در صفحه ٤١ گفته است از:
زنگ نزدن و کهنه نشدن و مرگ و میر نداشتن، با دستمالی از بین نرفتن، سهولت نگهداری، قابلیت تقسیم به قطعات کوچک و اجزاء کسری، قابلیت حمل و نقل ساده، سهولت تمیز و شناختن آن به واسطه رنگ و آواز.