مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٦ - مروری دیگر بر کار شخصی و کار اجتماعاً لازم - آیا زمان کار مقیاس سنجش کار است؟
و خبرویتها و مهارتها در تغییر است و این تغییر ربطی به وضع اجتماع از لحاظ مصرف و تقاضا ندارد. علیهذا «کار اجتماعاً لازم» مفهوم خود را بکلی از دست میدهد؛ مثل این است که بگوییم اجتماع احتیاج دارد به مقدار نامعینی از کار.
مسلماً این مقدار نامعین، صِرف الوجود کار نیست، مقداری است که در واقع معین است؛ آن واقع معین، از نظر طرفداران اصل عرضه و تقاضا و یا اصل سطح توافق با اصول رفتار بشری این است که کار بتواند مطلوب اجتماع را که کالاست ایجاد کند، یعنی اجتماع اولًا و بالذات کار نمیخواهد کالا میخواهد، خواه آن کالا را کار به وجود آورده باشد یا غیر کار. کار از نظر قدرت ایجاد کالا در زمانهای مختلف، مختلف است؛ هرچه تکنیک و خبرویت پیش برود مقدار لازم کار برای ایجاد آن چیزی که اجتماع آن را میخواهد تقلیل مییابد. پس تعیین و تحدیدکننده مقدار کار خود کالاست به حسب شرایط زمان.
به هر حال معنی ندارد که بگوییم جامعه احتیاج دارد به مقدار کار اجتماعاً لازم و آن مقدار متغیر و غیر ثابت است؛ آنچه معنی دارد این است که اجتماع احتیاج دارد به مقدار ثابتی از کالا و این مقدار ثابت کالا احتیاج دارد به مقداری کار در تولید آنها؛ مقدار کار مورد احتیاج به حسب شرایط صنعتی و انسانی متغیر است.
تقلیل زمان کار اگر احتیاج اجتماع ثابت باشد و کالای عرضه شده نیز نسبت ثابتی با احتیاج داشته باشد و این تقلیل زمان کار مخصوص کالای بالخصوصی باشد، در تقلیل بها مؤثر است قطعاً، زیرا طبق اصل ترتب که ما در قیمتها بیان کردهایم قیمتها تعیین میشود و تقلیل نسبی زمان کار مرتبه و درجه کالا را از لحاظ اینکه نیروی عرضه متوجه آن گردد عوض میکند؛ ولی اگر تقلیل زمان کار عمومیت داشته باشد در تقلیل بها اثر ندارد، یعنی با اینکه زمان کار تقلیل مییابد قیمتها پایین نمیآید و این خود بهترین دلیل است بر اینکه کار پایه ارزش نیست؛ کما اینکه پایین آمدن قیمت در صورتی که تقلیل زمان کار در همه کالاها عمومیت نداشته باشد دلیل بر این است که عرضه و تقاضا نیز تعیین کننده بها نیست، چنانکه در اصول علم اقتصاد نوشین صفحه ٣٠ به نکته اخیر اشاره کرده است.
از اینجا به خوبی صحت نظریه ما در باب پایه قیمتها مشخص میگردد.
در صفحه ٣٢ در داخل پرانتز میگوید: