مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٥ - مروری دیگر بر کار شخصی و کار اجتماعاً لازم - آیا زمان کار مقیاس سنجش کار است؟
عرضه و تقاضا امکان پذیر نیست. اگر مصرف آلومینیوم در سی ساله اخیر هشت هزار برابر افزایش یافته است نباید علت پایین آمدن بهای این فلز را در روابط عرضه و تقاضا جستجو کرد، بلکه برعکس، افزایش تقاضا نتیجه حتمی تنزل بهاست و علت اولیه پایین آمدن بها نیز تنزل ارزش (تقلیل زمان کار اجتماعاً لازم برای تولید) میباشد.
به نظر میرسد این ایراد مبتنی بر دو اصل است؛ یکی اینکه برخلاف آنچه طرفداران عرضه و تقاضا گفتهاند تقاضا علت اصلی نیست و میزان ثابت ندارد؛ همان طوری که علت افزایش عرضه و افزایش بهاست، احیاناً معلول کاهش بها که آن خود معلول تقلیل زمان کار (زمان اجتماعاً لازم) است واقع میشود. اصل دیگر اینکه آنها نظرشان فقط به روابط عرضه و تقاضاست و هیچ فکر نمیکنند که عامل دیگری غیر از افزایش نسبت عرضه بر تقاضا نیز ممکن است علت کاهش بها یا افزایش آن گردد و آن تقلیل و یا احیاناً تکثیر زمان کار است.
اما اصل اوّل ظاهراً طرفداران عرضه و تقاضا از آن حمایت نمیکنند، یعنی مدعی نیستند که تقاضا همیشه علت است نسبت به عرضه و نرخ و هیچ گاه معلول واقع نمیشود. ما خود قبلًا این مطلب را در درس توضیح دادهایم.
اما اصل دوم: اگر کسی مدعی شود که تقلیل زمان کار (یعنی سهولت به اصطلاح ما) مؤثر نیست ایراد وارد است؛ ولی اگر کسی تأثیر سهولت را در طول افزایش نسبی عرضه بداند- چنانکه ما در بحث پایه ارزش گفتهایم- ایراد وارد نیست. ما گفتهایم که برخی چیزها مؤثر در عرضه هستند (علاوه بر تقاضا)، از آن جمله است اسهلیت، بی خطر بودن، موافق عادت بودن و غیره.
از آنچه گفته شد معلوم شداولًااگر کار را پایه ارزش و زمان را واحد سنجش کار بدانیم باید کار شخصی را مورد سنجش قرار دهیم نه کار به اصطلاح اجتماعاً لازم را. ثانیاًبه فرض این که کار اجتماعاً لازم را مقیاس قرار دهیم آن را باید ثابت فرض کنیم، یعنی اگر اجتماع از لحاظ مصرف و تقاضا وضع ثابتی داشته باشد قهراً کار اجتماعاً لازم نیز باید ثابت باشد، و اگر اجتماع از این نظر متغیر باشد باید نسبت ثابتی میان تغییر وضع مصرف و تقاضای اجتماع و میان کار اجتماعاً لازم باشد و حال آنکه خود حضرات اعتراف دارند که کار اجتماعاً لازم به واسطه تغییر تکنیک