مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٥٤ - مروری دیگر بر کار شخصی و کار اجتماعاً لازم - آیا زمان کار مقیاس سنجش کار است؟
ثابت و بدون تغییر و در حال سکون نیستند ... پس زمان «کار اجتماعاً لازم» برای تولید یک کالای معین نیز به حسب این عوامل تغییر مییابد.
اولًا اگر کار پایه ارزش است دلیل ندارد که کار شخصی پایه ارزش نباشد و کار اجتماعاً لازم پایه ارزش باشد که خلاصهاش این است: «کارهای مختلف از [نظر] مقدار حجم و مقدار زمان که دارای ارزشهای مختلفی غیرمتناسب با حجم کار و زمان کار میباشند، همه را با هم جمع کرده و بهای مجموع را بر آنها تقسیم کنیم.»
اگر بگویید هرج و مرجی که عرضه و تقاضا در اقتصاد مبادلهای ایجاد میکند سبب میشود که تناسب حجم کار و بهای آن بهم بخورد، جواب میدهیم هرگز چنین نیست؛ اینکه دو جفت جوراب متساوی از لحاظ ارزش استعمال و مختلف از لحاظ صرف انرژی، در بازار قیمت مساوی دارند نمیتوان گفت معلول هرج و مرج بازار است.
ثانیاً: اعتراف به اینکه تکنیک اجتماع و خبرگیها و چابکیها متغیر است و در نتیجه معدل زمان کارها، یعنی زمان کار اجتماعاً لازم، متغیر است خود میرساند که اجتماع هیچ گونه بستگی به زمان کار ندارد، یعنی ما زمان کار لازم نداریم، نه زمان کار شخصاً لازم و نه زمان کار اجتماعاً لازم؛ آنچه اجتماع به آن احتیاج دارد مقدار معینی کالاست که مساوی تقاضاها و احتیاجات مردم باشد، خواه آنکه آن کالاها را کار بشری ایجاد کرده باشد و خواه طبیعت و خواه فی المثل ورد و جادو، و خواه آنکه آن کالا در زمان بسیار قلیل تولید شده باشد و خواه در زمان طولانی. به هر حال آن چیزی که بها را تعیین میکند نه مقدار کار شخصی و نه مقدار کار لازم اجتماعی- که به هر حال متغیر است- نیست؛ و البته عرضه و تقاضا به معنای نسبت خاص عددی نیز نیست، بلکه [تعیین کننده بها] تقاضا و سطح توافق با اصول تنظیم کننده رفتار بشری در زمینه رقابت است.
در صفحه ٣٠ پس از آنکه توضیح میدهد که بهای آلومینیوم تا نیمه قرن ١٩ فوق العاده زیاد بود اما حالا ارزان میباشد زیرا به واسطه به کار بردن الکتریسیته به سهولت (با کار بسیار کم) استخراج میشود، میگوید:.
این تجربه و مثال به خوبی نشان میدهد که تعریف و تعیین بها به واسطه