مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٦ - ارزش
است که در آن به کار رفته. از دو مهندس مدلساز ممکن است یکی بیشتر فکر کند و نیروی مغزی مصرف کند ولی دیگری به واسطه هوش سرشار ابتکار عالیتری به خرج میدهد. خامساً کارهای هنری عموماً به ابتکار و ذوق شخصی و حسن سلیقه وابسته است نه به صرف انرژی بیشتر. اثر یک نفر مبتکر، خواه اثر تألیفی یا نقاشی یا مجسمه سازی یا بنّایی، ارزش زیادتر پیدا میکند نه به واسطه کار زیادتر [١].
در صفحه ٢١ تحت عنوان «کار اساس ارزش است» میگوید:.
آنچه را که قبلًا گفتهایم خلاصه میکنیم:
١. کلیه محصولاتی که به واسطه کار اجتماعی در رژیم مبادلهای ایجاد میشوند نام «کالا» به آنها اطلاق میگردد [٢]. برای اینکه کالا بتواند در بازار قابلیت مبادله را پیدا کند باید قادر به مرتفع ساختن پارهای احتیاجات باشد یا به اصطلاح علم اقتصاد باید دارای ارزش استعمال باشد.
٢. هر کالا- در رژیم مبادلهای- در بازار با یک مقدار معین از کالاهای دیگر به واسطه میانجیگری پول مبادله میگردد. بدین طریق به هر کالا مقداری «بها» که پول معرف و مبین آن است تعلق میگیرد. بهای کالا خود به خود در جریان مبارزه بین تولید کنندگان مستقل کالا و بین خریدار و فروشنده برقرار میگردد. نوسان ترقی و تنزل بها در بازار، فعالیت مؤسسات تولید کننده متفرق را تنظیم میکند و بین این فعالیت و احتیاجات مردم تعادلی برقرار میسازد.
٣. ارزش استعمال یک کالا یا فایده آن بستگی به کیفیات طبیعی، فیزیکی، شیمیایی و مکانیکی آن کالا دارد و اول شرط لازم برای فروش آن کالا است. ولی چنانکه پیش از این گفتیم ارزش استعمال نمیتواند مبین بها باشد، زیرا از آنجا که بها در بازار در نتیجه روابط بین اعضای اجتماع مبتنی بر مبادله برقرار میگردد، پس عواملی را که تعیین کننده بها میباشند نباید در خصال طبیعی کالا، بلکه باید در روابط بین مردم
[١] رجوع شود به پاورقی شماره ٣ صفحه ٤٤٨ و پاورقی صفحه ٤٥٠.[٢] اولًا کلمه «کالا» اختصاص ندارد به رژیم مبادلهای. ثانیاً گفتیم که بعضی کالاها در طبیعت بدون دخالت انسان صورت کالایی دارند.