مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٤٤ - ارزش
عامل بودن آن را فی الجمله میپذیرد. ما برای اینکه به دست آوریم فلان شیء عامل هست یا نیست باید سایر شرایط را متساوی در نظر بگیریم و آنگاه ببینیم بود و نبود این عامل در شرایط متساوی مؤثر هست یا نیست؟ یعنی مثلًا باید در شرایطی که دو کالا از لحاظ جنس و از لحاظ میزان عرضه و تقاضا و از لحاظ میزان کاری که لازم است در تولید آن مصرف شود متساوی هستند و فقط از لحاظ مفید بودن و نبودن مختلف هستند، ببینیم آیا این عامل مؤثر هست یا نیست؟ اما بیان بالا فقط «تنها عامل بودنِ» این عامل را نفی میکند، یعنی آن بیان منطقاً برای اثبات دخالت عاملهای دیگر مفید است نه برای نفی دخالت این عامل. علیهذا بیان بالا خالی از یک نوع مغالطه منطقی نیست.
پس بیان صحیح منطقی آنطور است که ما گفتیم و البته مطابق این بیان یعنی در شرایط متساوی از لحاظ جنس و کار و عرضه و تقاضا «مفید بودن» عامل مؤثر هست. «جنس» نیز در شرایط متساوی عامل مؤثر هستگو اینکه شاید بشود گفت خود جنس موجب افزایش تقاضا میشود و تعادل را بهم میزند، ولی در بحث عرضه و تقاضا در این باره بحث خواهیم کرد.
صفحه ٢٠:.
پس حالا به نظر میرسد عاملی که سطح بها را بدون دخالت تغییرات حاصله به واسطه عرضه و تقاضا (بین الحدّین نوسانات) تعیین میکند پیدا کردهایم ... ولی این جواب چنانکه باید ما را راضی نمیکند ... اگر ما بهای بعضی اجناس را به وسیله بهای بعضی دیگر تعریف کنیم هنوز در مطالعه خود قدمی پیش نرفتهایم و مانند آن است که بخواهیم موضوع نامعلومی را به وسیله موضوع نامعلوم دیگری بشناسیم. پس به مطالعه خود ادامه میدهیم. اول ملاحظه میکنیم که در بهای یک دست لباس قیمت اجناسی که در ساخت آن به کار رفته است به نسبت ١٠٠٠١٣٠٠ و یا ١٠١٣ میباشد و قسمت دیگر یعنی ٣٠٠١٣٠٠ مزد چند روز کار خیاط است. حال باید ببینیم بهای پارچه و سایر اجناس دیگری که به کار برده شده چگونه تعیین شده است؟ اول چرا بهای پارچه ٨٠٠ ریال است؟ زیرا برای بافت آن باید مقداری کار صرف کرد. فرض کنیم که قیمت مواد اولیه، یعنی پشم، پانصد ریال است.