مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٣ - مسئله اقوائیت
مسئله اقوائیت
ممکن است این سؤال پیش بیاید که چه فرق است بین اینکه انسان درِ قفس را باز کند و آن کبوتر فرار کند و اینکه درِ خانه را باز بگذارد و دزد بیاید و قالیچه را ببرد؟ چطور در آنجا شما ضامن هستید ولی اینجا میگویند ضامن نیستید؟ در اینجا پای یک انسان در کار است که به هر حال خود او ضامن است و آن دزد است.
مسئله، مسئله اقوائیت (قویتر بودن) سبب از مباشر یا مباشر از سبب است. آنجا که فاعل بالتسبیب و فاعل بالمباشره هر دو انسان هستند، میگویند: گاهی انسانِ مسبّب و انسانِ سبب به یک اندازه دخالت دارند، گاهی هم آن مباشر دخالتش قویتر است و گاهی به عکس. اگر در یک مورد دو انسان دخالت داشته باشند و دخالت یکی قویتر تشخیص داده شود، آن دیگری ضامن نیست. در مورد مُکرِه و مُکرَه، مسبّب از مباشر قویتر است؛ یعنی آن که فرمان میدهد و مجبور میکند و تهدید میکند، این انسان مسبّب دخالتش اقوی از آن انسان سببِ مجبور است. لذا ما در آنجا میگوییم: انسانِ مُکرِه ضامن است نه مکرَه، اما در مورد مثال دوم که یک انسانی در خانه را باز میگذارد بعد یک انسان دیگری که دارای اراده و اختیار است میآید قالیچه را میبرد، ضامن، این انسان دیگر است. در اینجا مباشر اقوی از مسبّب است. بنابراین یک وقت است که کسی درِ خانه دیگری را باز میگذارد و دزدی میآید و قالیچهای را میبرد. در اینجا او ضامن نیست و دزد ضامن است.
ولی اگر انسان درِ خانه کسی را باز بگذارد و مثلًا حیوانی وارد این خانه شود و خسارتی وارد کند، اینجا باید گفت که انسان ضامن است. پس علت ضامن نبودنش در آنجا ضامن بودن یک انسان دیگر است، اقوائیت مباشر است نه اینکه او سببیت ندارد. اما در جایی که پای انسان دیگر در کار نباشد (مانند مثال اخیر) خود شخص ضامن است. یا فرض کنید یک کسی کلید اتومبیل دیگری را میگیرد و میرود درِ آن را باز میکند و چیزی برمیدارد. وقتی برمیگردد در اتومبیل را قفل نمیکند، بعد یک ضرری به ماشین وارد میشود. اگر ماشین را دزد ببرد، دزد ضامن است. ولی اگر از راه دیگری [بدون دخالت یک انسان] ضرری وارد شود، این فرد خودش ضامن خواهد بود.
مثال دیگر: کسی دیواری را کج بنا کند، یا از ابتدا درست بنا کند و بعداً متمایل شود، و در اثر ریختن این دیوار جنایتی بر انسانی وارد شود و یا مالی از انسانی تلف