مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٥٥ - عقد و معاوضه
ما این عقد را میپذیریم.
در باب معامله بیمه اگر ما عوضین را مال در نظر بگیریم و بگوییم یک طرف عوض، مبلغ مجهولی است که بیمهگر میخواهد در صورت بروز خسارت یا وقوع حادثه بپردازد و طرف دیگر مبلغ معلومی است که بیمه گزار میپردازد- که در بعضی از اقسام بیمه مثل بیمه عمر همین هم مجهول میشود- اگر ماهیت بیمه را این بدانیم یعنی دو طرفِ عوض را دو مبلغی بدانیم که بیمهگر و بیمه گزار میپردازند، از نظر فقهی قابل توجیه نخواهد بود، زیرا یکی از استثناهایی که ما در فقه داریم غَرَر است که «نَهَی النَّبِی عَنِ الْبَیعِ الْغَرَرِ» پیغمبر اکرم از بیع غرری نهی کرد. ولی فقها میگویند این اختصاص به بیع غرری ندارد [و این جمله] یعنی پیغمبر اکرم از هر معامله غرری نهی کرد. معامله غرری یعنی معاملهای که روی یک امر مجهول صورت بگیرد. البته هر امر مجهولی قمار نیست ولی اگر قمار هم نباشد اما مجهول باشد، معامله باطل است. مثل اینکه انسان بخواهد زمینی را بفروشد که خصوصیات این زمین معلوم نیست، مساحت یا منطقهاش معلوم نیست، یا انسانی منزلی را اجاره کند به یک مال الاجاره مجهول و نامعین. همینقدر که جهل در معامله آمد، یکی از عوضین به شکلی مجهول شد، داخل در باب استثناها میشود.
فقها سخنی گفتهاند که به نظر من قابل توجه است و آن این است که در معامله بیمه آنچه که از طرف بیمهگر به بیمه گزار میرسد پول نیست که بگوییم پول مجهول است یا نه. آنچه که بیمه را یک عمل معقول و مشروع میکند، نفس تعهد بیمهگر است. در بیمه، بیمهگر متعهد میشود که در صورت وقوع حادثه یا بروز خسارت، آن را جبران کند یا فلان مبلغ پول بدهد. این تعهد بیمهگر برای بیمه گزار ارزش دارد؛ یعنی بیمه گزار آدمی است که اگر این تعهد نباشد، همیشه یک حالت دلهره دارد که اگر حریقی بیاید و مال التجاره من از بین برود من خاک نشین خواهم شد، اگر من فوت بکنم ورثه من چنین خواهند شد. یک حالت ناراحتی و اضطرابی دارد، دنبال کسب اطمینان میگردد. کار بیمهگر این است که به او تأمین میدهد؛ یعنی وقتی او متعهد شد که در صورت وقوع حادثه یا بروز خسارت من جبران میکنم، آن اضطراب و ناراحتی بیمه گزار را از بین میبرد. در زبان عربی بیمه را تأمین میگویند و این لغتِ بسیار خوبی بوده که برایش انتخاب کردهاند.
بیمهگر به بیمه گزار تأمین میدهد، امنیت خاطر میدهد. همین عمل ارزش