مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٦ - آیا وام بستانکاران یک ضرورت است؟
که کالایی دارد که بعد در اختیار او قرار میگیرد و الان احتیاج به پول دارد ولی درمانده نیست یعنی تأمین و ذخیره دارد منتها ذخیرهاش مدتی بعد به او میرسد، به جای اینکه قرض ربوی بکند میتواند پیش فروش بکند. فرق بین قرض ربوی و پیش فروش این است که در قرض ربوی، قرض دهنده تأمین بیشتری دارد. خوب تأمین نداشته باشد، لزومی ندارد که ما همیشه به نفع سرمایهدار سخن بگوییم.
آیا وام بستانکاران یک ضرورت است؟
باقی میماند وامی که ایشان نام آن را وام بستانکاران گذاشتهاند و راه حل آن را اینطور بیان کردند که یک صندوق تعاونی وام به وجود بیاید و شرکایی داشته باشد که پولهای اضافی خود را به عنوان وام به این صندوق بدهند و به نسبت معینی حق داشته باشند وام بگیرند و ضمناً بهرهای نیز با نرخ عادی منظور شود. بعد صاحبان سرمایه به هیئت مدیره وکالت بدهند که سود حاصله را در پایان سال متناسب با بهرههای پرداختی تقسیم کند. در این صورت عملًا وام گیرندهها فقط در حدود هزینه بانک بهره دادهاند و هیچ کس از دیگری ربا نگرفته است.
این راه حل گویا مانعی ندارد، البته به شرط اینکه- همانطور که آقای بهشتی اضافه کردند- همه توجه داشته باشند که این ربا، ربای صوری است نه ربای واقعی؛ یعنی شکل قضیه به صورت رباست نه اینکه واقعاً ربا باشد.
ولی مطلبی به صورت سؤال به نظرم رسید و آن اینکه آیا وام بستانکاران را میتوان واقعاً جزء ضرورتها به شمار آورد یا نه؟ این وام معمولًا وام تجار است.
اصلًا آیا این کار در عالم بازرگانی یک کار صحیح و سالمی است که تاجر مرتب جنس بخرد، آن را نسیه بفروشد، بعد سفته هایش را نزول کند، دوباره جنس بخرد، باز نسیه گرانتر از نقد بفروشد و همینطور این کار ادامه داشته باشد؟ اصلًا خود این کار غیر طبیعی است. در این جهت باید نظر آقای بهشتی را تأیید کرد که فلسفه وجود تاجر این است که تاجر موزّع است. توزیع اگر به شکل سالم صورت بگیرد، قیمتها هم زیاد گران نمیشود. ولی وقتی که تاجر به جای اینکه کارش توزیع یعنی وساطت باشد، با تجار دیگر معامله کند و معاملات در میان خودشان انجام شود- در بازار اغلب، معاملات در میان خود بازرگانان میچرخد نه اینکه اینها رابط و واسطه باشند میان تولیدکننده و مصرف کننده- اثر این کار، گران شدن قیمت است به