مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣١٦ - ٢ نسیه
صورت میگیرد که خریدار پول را بپردازد یعنی آخر مدت، و در تمام مدت مقرر او دارد کرایه میدهد.
ولی نمیتوان نسیه را اینطور توجیه کرد، زیرا همه کالاها کرایهای نیست. یک کالا کالای مصرفی است، یعنی استفادهاش به معدوم کردنش است. کسی که جنسی نظیر میوه را بهطور نسیه میخرد و پس از خرید آن را مصرف میکند و پولش را مثلًا شش ماه دیگر میخواهد بدهد، آیا میشود گفت که آن پول اضافی را به عنوان کرایه میدهد؟! کرایه چه چیزی؟! همان روز اول آن را مصرف کرده است.
بنابراین این مطلب را نمیتوان به این صورت بیان کرد.
آقای بهشتی نسیه را به صورت دیگری توجیه کردند، باز بر همان اساسی که گفتند اصولًا بیع عبارت است از نوعی کار، و سرمایه هرگز سود ندارد. میگویند:.
چون کار بایع این است که توزیع بکند، دائماً بخرد و بفروشد، وقتی که جنس خود را به نسیه فروخت امکان فعالیت اقتصادی را از خودش سلب کرده.
این اضافه را در مقابل سلب این امکان فعالیت اقتصادی میگیرد.
پس میگویند زمینه نسیه با زمینه ربا فرق میکند. در واقع میان این دو کار فرقی نیست، میان افرادش فرق است. کسی بابت نسیه پول میگیرد که کارش توزیع است.
در مقابلِ سلب امکان فعالیت اقتصادیاش یک پول اضافی میگیرد. ولی رباخوار کارش توزیع نیست که بگوییم با قرض دادن جلو کارش گرفته میشود. اساساً کاری نداشته است که جلو آن گرفته شود.
این بیان هم به نظر من نمیتواند بیان کاملی باشد. اولًا فرق است میان بیع و تجارت. تجارت نوعی بیع است. بیع یعنی فروختن. فروشنده لازم نیست موزّع باشد، اعم است از اینکه کارش توزیع باشد یا نباشد. انسان لباسش هم که کهنه میشود آن را میفروشد. این هم خودش بیع است، تجارت نیست. در تجارت، شغل، واسطهگری است. اینجا آقای بهشتی تکیهشان بر این است که چون معامله نسیه جلوی کار کسی را که کارش توزیع است گرفته است، در مقابل، فروشنده پول اضافهای میگیرد. اگر این مطلب درست باشد، باید معامله نسیه فقط برای تاجر که کارش تجارت و توزیع است درست باشد ولی برای غیر تاجر که کارش تجارت