مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٠٨ - فلسفه حرمت ربا
سرمایهها میدهد که منافع خودش را هم از همین راه تأمین میکند- البته کار خودش را با یک روش ظالمانه و سختگیرانهای انجام میدهد- و نتیجه این است که به اصطلاح کارهای اقتصادی به جریان میافتد. اشخاصی که میگویند بانک ضروری است و باید باشد چنین استدلالی میکنند. حالا اگر بانک نباشد آیا کارهای اقتصادی در یک سطح بسیار وسیعی متوقف میشود یا نه؟ مسئله اصلی بانکها چنین چیزی است.
بنابراین یکی از مسائلی که ما در اینجا داشتیم مسئله ضرورت بانکهاست، آنهم از همان جهتی که به مسئله ربا حتماً ارتباط دارد. قسمتهای دیگر کار بانک همان طور که آقای مهندس بازرگان گفتند، برای خود بانک مسئله اصلی نیست که کسی بگوید بانک باشد ولی فقط آن کارها را انجام دهد. بانک هیچ گاه برای آن کارها تشکیل نمیشود؛ برای این کار تشکیل شده و سودش هم در همین کار است. پس چنین ضرورتی وجود دارد و بر ماست که ببینیم آیا میشود این ضرورت را در غیر شکل موجود و در غیر شکل ربوی عملی کرد یا نه.
فلسفه حرمت ربا
مسئله دیگر اساساً فلسفه ممنوعیت رباست. اصلًا چرا ربا ممنوع است؟ در این مسئله هم چندان وحدت نظری میان افراد نبود. آنطور که من از بیانات آقای مهندس بازرگان استفاده کردم ایشان در مسئله ممنوعیت ربا بیشتر تکیهشان روی روش ظالمانه بانکهاست؛ یعنی راجع به اینکه اساساً اگر کسی سرمایهای را در اختیار دیگری قرار دهد- ولو به صورت قرض- و بخواهد سودی بگیرد، خود این عمل فی حدذاته چه کم و چه زیاد یک عمل ظالمانه است، چیزی در بیانات ایشان احساس نکردم. اگر هم ربا را قبول نمیکنند، به اصطلاح به عنوان یک تعبّد شرعی قبول نمیکنند اما اینکه آیا خود این کار- نه به آن روش ظالمانه بانکها با آن سختگیریها بلکه به روش آسانتر- غیر طبیعی هست یا نه، مورد بحث واقع نشد. اگر کسی پولی را به عنوان قرض با سود بسیار کمی در اختیار دیگری قرار دهد، آیا این کار فی حدذاته قطع نظر از اینکه شارع منع کرده، یک کار نامشروع و غیرطبیعی و ظالمانه است یا ممنوعیتی ندارد؟.
آقای دکتر ... در بیانات خود تکیهشان روی کلمه استثمار بود که اساساً