مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٩ - آزادی « عقیده » یا « تفکر » ؟
پس اینکه عرض میکنیم که موضوع جهاد دفاع است، مقصودمان دفاع به معنی محدود نیست که آقا اگر کسی به تو با شمشیر و توپ و تفنگ حمله کرد دفاع کن؛ نه، به تو، یا به یکی از ارزشهای مادی زندگی تو، و یا به یکی از ارزشهای معنوی زندگی تو و خلاصه اگر به چیزی که برای بشریت عزیز و محترم است و از شرایط سعادت بشریت به شمار میرود تجاوز شود دفاع کن.
بحث قبلی ما اینجا زنده میشود که آیا مسئله توحید جزء مسائل شخصی و فردی و سلیقهای افراد است یا جزء ارزشهای انسانی است؟ اگر ارزش انسانیت است که باید از آن دفاع شود. پس اگر در یک قانون آمده باشد که از توحید باید به عنوان یک ارزش انسانی دفاع کرد معنایش این نیست که تهاجم جایز است، معنایش این است که توحید یک ارزش معنوی است و دایره دفاع هم آنقدر وسیع است که شامل اینجور ارزشهای معنوی میشود.
بله در عین حال مطلبی را که گفتیم دومرتبه تکرار میکنیم: اسلام نمیگوید برای اینکه توحید را تحمیل کنید بجنگید، چون تحمیل شدنی نیست، چون ایمان است، ایمان را باید تشخیص داد و انتخاب کرد. تشخیص که زوری نمیشود، انتخاب هم زوری نمیشود، لا اکراهَ فِی الدّین یعنی شما کسی را مجبور نکنید، یعنی ایمان اجباربردار نیست. اما معنی لا اکراهَ فِی الدّین این نیست که شما از حوزه توحید هم دفاع نکنید و اگر دیدید لااله الّااللَّه از طرف مردمی به خطر افتاده است شما این خطر را دفع نکنید.
آزادی « عقیده » یا « تفکر » ؟
ولی اینکه دین نباید به افراد تحمیل بشود و مردم باید در انتخاب دین آزاد باشند یک مسئله است، و اینکه «عقیده» به اصطلاح امروز آزاد است مسئله دیگری است.
به عبارت دیگر تفکر و انتخاب آزاد است یک مطلب است، و اما عقیده آزاد است مطلب دیگر است. بسیاری از عقیدهها و اعتقادات مبنای فکری دارد یعنی بسیاری از اعتقادها را انسان تشخیص داده و انتخاب کرده است. دلبستگی و عقد قلبی که در انسان پیدا میشود، در بسیاری از موارد ناشی از تشخیص و انتخاب است. اما آیا همه عقاید بشر مبنی بر فکر و تشخیص و انتخاب است؟ و یا اکثر عقاید بشر یک بستگیها و انعقادهای روحی است که هیچ مبنای فکری ندارد، مبنای