مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥ - آیا آیات جهاد ناسخ و منسوخند؟
با یکدیگر میخوانیم میبینیم که در مجموع میگوید به این دلیل با این مشرکان بجنگید که اینها به هیچ اصل انسانی، به وفای به عهد- که یک امر فطری و وجدانی است و حتی اگر یک قومی قانون هم نداشته باشند به حکم فطرتشان درک میکنند که به پیمان باید وفادار بود- پایبند نیستند، اگر با آنها پیمان هم ببندید و فرصت ببینند نقض میکنند، اینها هر لحظه فرصت پیدا کنند که شما را محو و نابود کنند محو و نابود میکنند. حالا اینجا عقل چه میگوید؟ آیا میگوید اگر شما درباره قومی قرائنی به دست آوردید که اینها درصدد هستند که در اولین فرصت شما را از بین ببرند صبر کن که او اول تو را از بین ببرد بعد تو او را از بین ببر! اگر ما صبر کنیم او ما را از بین میبرد. امروز هم در دنیا حملهای را که مبتنی بر قرائن قطعی میباشد که حمله کننده تشخیص داشته باشد که آن طرف تصمیم دارد حمله کند و این پیشدستی کند و به او حمله کند، همه میگویند جایز است، کار صحیحی کرده؛ نمیگویند درست است که تو میدانستی و خبرهای قطعی به تو رسیده بود که مثلًا در فلان روز دشمن حمله میکند ولی تو حق نداشتی امروز حمله کنی، تو باید صبر میکردی و دستها را روی همدیگر میگذاشتی تا حملهاش را بکند بعد تو حمله کنی!.
قرآن در همین آیات سوره برائت که شدیدترین آیات قرآن در موضوع جهاد است میگوید:
کیفَ وَ انْ یظْهَروا عَلَیکمْ لا یرْقُبوا فیکمْ الًّا وَ لا ذِمَّةً یرْضونَکمْ بِافْواهِهِمْ وَ تَأْبی قُلوبُهُمْ [١].
میگوید اینها اگر فرصت پیدا کنند، به هیچ پیمانی و به هیچ تعهدی وفادار نیستند، هرچه که میگویند به زبان میگویند و دلشان برخلاف است. بنابراین، این آیات چنان هم مطلق نیست که شما گمان کردید. در واقع میگوید در این زمینه که شما احساس خطر از ناحیه دشمن میکنید، دیگر در اینجا دست روی دست گذاشتن و تأخیر انداختنِ کار غلط است. بنابراین این آیات بر ضد آن آیات نیست تا ما این را ناسخ بدانیم. این یک مطلب و یک دلیل بر اینکه این آیات ناسخ نیست.
[١] توبه/ ٨