مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٣٠ - قاعده حمل مطلق بر مقید
یعنی همین قدر میگوید: ای پیغمبر! با کفار و منافقین جنگ کن. یا مثلًا در موردی که قبلًا آیاتش را خواندیم، بعد از مهلتی که به مردم مشرک میدهد (چهارماه) میگوید: این چهارماه مهلت که گذشت هرجا مشرکی یافتید بکشید (آیا مقصود در حول و حوش مکه و حدود حرم است یا در هر جا، مطلبی است که بعداً باید بحث شود) اگر بعد از آن مدت اینها اسلام اختیار نکردند یا مهاجرت نکردند، اینها را هرجا پیدا کردید بکشید. یا همین آیهای که خواندیم: قاتِلُوا الَّذینَ لا یؤْمِنونَ بِاللَّهِ وَ لا بِالْیوْمِ الاخِرِ وَ لایحَرِّمونَ ما حَرَّمَ اللَّهُ وَ رَسولُهُ وَ لا یدینونَ دینَ الْحَقِّ مِنَ الَّذینَ اوتُوا الْکتابَ حَتّی یعْطُوا الْجِزْیةَ عَنْ یدٍ وَ هُمْ صاغِرونَ که راجع به اهل کتاب است. یا در آیه دیگر: یا ایهَا النَّبِی جاهِدِ الْکفّارَ وَ الْمُنافِقینَ وَ اغْلُظْ عَلَیهِمْ [١] ای پیغمبر! با کافران و با منافقان جهاد کن و بر اینها سخت بگیر. اگر ما بودیم و همین چند آیه در قرآن، میگفتیم اسلام بهطور کلی دستورش این است که با کافران و منافقان در حال جنگ باید بود و اصلًا نباید با اینها در حال صلح بود، باید با اینها جنگید، تا هر حدی که ممکن است باید جنگید. اگر اینجور بگوییم باید معتقد شویم که قرآن بلاشرط دستور جنگیدن با کافران را میدهد.
قاعده حمل مطلق بر مقید
ولی عرض کردیم یک قاعدهای است در محاورات عرفی که اگر مطلق و مقیدی داشته باشیم یعنی یک دستور را در یک جا مطلق ذکر کرده باشد و در جای دیگر مقید، از نظر دستور عرفی در علم «اصول» میگویند مطلق را باید حمل بر مقید کرد.
این آیات به صورت مطلق است، آیات دیگری داریم که آن آیات به صورت مقید ذکر میکند یعنی اینجور میگوید: ای مسلمانان! با این کافران بجنگید به دلیل اینکه این کافران به شما تجاوز میکنند. چون اینها با شما در حال جنگ هستند، پس شما حتماً با اینها بجنگید. پس معلوم میشود آنجا هم که میگوید: ایهَا النَّبِی جاهِدِ الْکفّارَ وَالْمُنافِقینَ یعنی این کفار و منافقین که با شما در حال جنگ هستند، اگر شما نجنگید آنها با شما میجنگند، پس با آنها بجنگید.
[١] توبه/ ٧٣