مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢١٦ - ٢ آیا با همه اهل کتاب می توان جنگید؟
فی سَبیلِ اللَّهِ وَ الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ [١] چرا در راه خدا و در راه آن مردم بیچاره از مردها و زنها و بچههایی که در تحت شکنجه قرار گرفتهاند نمیجنگید؟!.
این یک سؤال را شما باید داشته باشید تا همه آیاتی را که مربوط به جهاد است جمع کنیم و روی همدیگر بریزیم ببینیم از اینها چه در میآید.
٢. آیا با همه اهل کتاب می توان جنگید؟
مسئله دوم در این آیه این قسمت است که اساساً این آیه مطلب را اینجور عنوان نکرده که با اهل کتاب بجنگید، میگوید با اینها که نه به خدا معتقدند و نه به پیغمبر اعتقاد دارند و نه حرامی را حرام میشمارند و نه به دین حق متدین هستند از اهل کتاب، با اینها بجنگید. مقصود چیست؟ آیا مقصود این است هرکه اهل کتاب شد، مثلًا یهودی و مسیحی بود یا یکی از مذاهب را داشت، او به خدا و پیغمبر و حرام و حلال و دین حق ایمان ندارد، یعنی اگر مدعی بشود بگوید به خدا ایمان دارم، دروغ میگوید ایمان ندارد؟ قرآن در واقع میخواهد بگوید تمام اهل کتاب با اینکه مدعی ایمان به خدا هستند در واقع ایمان به خدا ندارند؟ ممکن است بگوییم از این جهت که آنها درباره مسیح میگویند مسیح خداست یا پسر خداست، اینها به خدا ایمان ندارند؛ و یا مثلًا یهودیها آنچه درباره یهود میگویند غیر از خدای واقعی است، آنها ایمان ندارند، آنها که میگویند: یدُ اللَّهِ مَغْلولَةٌ [٢] دست خدا بسته است، به خدای واقعی ایمان ندارند، و همچنین سایر اهل کتاب.
اگر اینجور بگوییم معنایش این است که قرآن ایمان غیرمسلمان به خدا و قیامت را به رسمیت نمیشناسد؛ از چه نظر به رسمیت نمیشناسد؟ از نظر اینکه میگوید واقعاً در ایمان اینها خلل وارد است. یک مسیحی (لااقل در طبقه دانشمندانشان) میگوید «خدا» و حتی میگوید «خدای یگانه» ولی در عین حال یک چیزهایی راجع به مسیح و مریم میگوید که اعتقاد به توحید را آلوده میکند.
نظر بعضی از مفسرین این است. بنابراین قرآن که میگوید با اهل کتاب
[١] نساء/ ٧٥[٢] مائده/ ٦٤