مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٨ - اجتهاد در عصر ائمه
است و هنوز هم کم و بیش وجود دارند. برای ما فعلًا ضرورت ندارد که بحث کنیم آنها چه اشخاصی بوده و چه افکاری داشتهاند؟ عمده این است بدانیم که اسلام چه گفته و علمای بزرگ اسلامی از قبیل شیخ ابوجعفر طوسی چگونه تلقی کردند؟
اجتهاد در عصر ائمه
مسئلهای که در اینجا لازم است به مناسبت تذکر دهم این است که برخی میپندارند در عصر ائمه علیهم السلام اجتهاد و تفریع و ردّ فروع بر اصول وجود نداشته و بعد از دوران ائمه در شیعه پیدا شده است با اینکه در میان اهل جماعت از همان قرن اول وجود داشته است بلکه به عقیده خود اهل جماعت در عهد رسول اکرم نیز صحابه عنداللزوم اجتهاد میکردند. روایت معروفی درباره معاذ بن جبل که رسول اکرم او را به یمن گسیل میداشت روایت میکنند.
برخی عذر عدم اجتهاد در شیعه را در عهد ائمه به صورت مؤدبانهای ذکر میکنند و میگویند در آن عهد از نظر شیعه نیازی به اجتهاد نبود زیرا خود ائمه معصومین حاضر بودند و باب علم مفتوح بود. اجتهاد وقتی ضرورت پیدا میکند که راه دانستن هر حکمی مستقلًا و مستقیماً بسته باشد و ایجاب کند که از اصول استخراج شود، اما وقتی که هر مسئلهای را مستقلًا و مستقیماً میتوان از معصوم پرسید چه نیازی به اجتهاد است، خواه اجتهاد را به معنی تفریع و ردّ فروع بر اصول بپذیریم و یا به معنی قیاس و اجتهاد رأی.
مستر چارلز آدامز در سخنرانی دیروز خود در اینجا همین مطلب را گفتند.
ایشان چنین فرض کردند که اجتهاد در شیعه بعد از عصر ائمه پیدا شده است و علت اینکه شیعه دیرتر از اهل سنت به کار اجتهاد پرداخت این بود که در عصر ائمه از اجتهاد بینیاز بود.
این تصور به ادلّهای باطل است:
اولًا این تصور که در عصر ائمه باب علم مفتوح بود و نیازی به اجتهاد وفتوا نبود غلط است. ائمه معمولًا در مدینه بودند و تنها برای شیعیانی که در مدینه میزیستند این امکان بود که حکم هر مسئلهای را مستقیماً از خود ائمه بپرسند، اما شیعیانی که در عراق یا خراسان یا جای دیگر میزیستند کجا میتوانستند هر مسئله مورد ابتلای فوری را از ائمه بپرسند؟ آنها ناچار از راویان حدیث و شاگردان