مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٣٦ - مسئله قیاس
ائمه علیهم السلام در کمال صراحت این مطلب را ادا کردند. در حدیث معروفی که جوامع حدیث از جامع بزنطی نقل کردهاند فرمودهاند: عَلَینا الْقاءُ الْاصُولِ وَ عَلَیکمُ التَّفریعُ (یا عَلَیکمْ انْ تَفَرَّعوا) یعنی وظیفه ما این است که اصول و کلیات را بیان کنیم و وظیفه شماست که فروع و شاخهها را از این اصول استخراج و استنباط کنید. به عبارت دیگر وظیفه شما اجتهاد و استنباط است. ابن ادریس حلّی که از اکابر صاحبنظران فقهای شیعه است و حریت رأی خاصی دارد، با اینکه خبر واحد را نمیپذیرد و به آن عمل نمیکند، این حدیث را در مستطرفات کتاب سرائر به عنوان اصل مسلّم آورده است و از اینجا معلوم میشود که این اصل در میان شیعه و در فقه شیعه از مسلّمات بوده است.
در خطبه ٨٥ نهج البلاغه که با جمله «عِبادَاللَّهِ، انَّ مِنْ أَحَبِّ عِبادِ اللَّهِ الَیهِ عَبْداً اعانَهُ اللَّهُ عَلی نَفْسِهِ» آغاز میشود جملهای هست که مفید همین مطلب است. علی علیه السلام در قسمت اول این خطبه صفات و مشخصات عالم ربّانی را و در قسمت دوم آن مشخصات عالمان بیعمل و خیالبافان را ذکر میکند [١]. علی علیه السلام از جمله صفات عالمان ربّانی این صفت را بیان میکند: قَدْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلَّهِ سُبْحانَهُ فی ارْفَعِ الْامُورِ مِنْ اصْدارِ کلِّ وارِدٍ عَلَیهِ وَ تَصْییرِ کلِّ فَرْعٍ الی اصْلِهِ یعنی در مقام اخلاص و به سبب اخلاص نیت و افاضه حکمت بر او بدانجا رسیده است که خود را در مرتفعترین قلهها قرار داده است، در این مقام مرتفع قرار گرفته که هر مشکلی و مسئله غامضی بر او وارد شود جواب و حل آن مسئله را صادر میکند و هر فرعی را به اصل خود برمیگرداند.
از مجموع آنچه گفتیم معلوم شد که مخالفت ائمه اهل بیت با قیاس براساس دعوت به جمود و «ظاهریت» نبوده است، بلکه بر این اساس بوده است که نیازی به تشریعات من عندی نیست، آنچه بدان نیاز است و باید جولانگه عقل و علم و فکر علما قرار گیرد اجتهاد و استنباط و استخراج فروع از اصول و ردّ فروع بر اصول و بالاخره تطبیق صحیح کلیات اسلامی بر قضایا و حوادث است که هیچ گاه متوقف نمیشود و تحت حصر نمیآید و به تبع وسعت ابعاد مکانی و زمانی زیادتر میشود.
[١] سید رضی عنوان خطبه را چنین ذکر میکند: «و هی فی صفات المتقین و صفات الفساق» ولی تدبر کامل در خطبه نشان میدهد که در توصیف علمای ربّانی و عالمان بیعمل است.