مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٤ - درس هفتم ابواب و رئوس مسائل فقه (٢) عقود
هبه غیر معوّضه این است که در مقابل بخشش خود هیچ عوضی نمیگیرد. ولی هبه معوّضه این است که پاداشی در مقابل دارد. هبه معوّضه غیرقابل برگشت است و اما هبه غیر معوّضه اگر میان خویشاوندان و ارحام باشد و یا عین موهوبه تلف شود غیرقابل برگشت است و الّا قابل برگشت است یعنی واهب میتواند رجوع کند و عقد هبه را فسخ نماید.
١٧. کتاب السَّبق و الرِّمایه. سبق و رمایه یعنی نوعی قرارداد و شرطبندی برای مسابقه در اسبدوانی و یا شتردوانی و یا تیراندازی. سبق و رمایه با اینکه نوعی شرطبندی است و اسلام شرطبندیها را منع کرده است، نظر به اینکه برای تمرین عملیات سربازی است جایز شمرده شده است. سبق و رمایه از توابع جهاد است.
١٨. کتاب الوصیه. مربوط است به سفارشهایی که انسان در مورد اموالش و یا در مورد فرزندان کوچکش که ولی آنهاست برای بعد از مردن خود مینماید. انسان حق دارد که شخصی را وصی خودش قرار دهد که بعد از او عهدهدار تربیت و حفظ و نگهداری فرزندان صغیرش بوده باشد، و همچنین حق دارد که تا حدود یک سوم ثروت خود را طبق وصیت به هر مصرفی که خود مایل باشد برساند. فقها میگویند:
وصیت بر سه قسم است: تملیکیه، عهدیه، فکیه. وصیت تملیکیه این است که وصیت میکند که فلان مبلغ از مالش بعد از خودش متعلق به فلان شخص معین باشد. وصیت عهدیه این است که وصیت میکند بعد از مردنش فلان عمل انجام شود، مثلًا برایش در حج یا زیارت یا نماز و روزه نایب بگیرند یا به نوعی دیگر کار خیر انجام دهند. وصیت فکیه این است که مثلًا وصیت میکند فلان برده بعد از مردن من آزاد باشد.
١٩. کتاب النکاح. «نکاح» عبارت است از پیمان ازدواج. فقها در باب نکاح اولًا درباره شرایط عقد نکاح بحث میکنند، و بعد درباره محارم یعنی کسانی که ازدواجشان با یکدیگر حرام است از قبیل پدر و دختر یا مادر و پسر و یا برادر و خواهر و غیر اینها به بحث میپردازند، ودیگر درباره دو نوع نکاح: دائم و منقطع، و درباره «نُشوز» یعنی سرپیچی هریک از زن و مرد از وظایف خود نسبت به حقوق طرف دیگر، ودرباره نفقات یعنی لزوم اداره اقتصادی زن و فرزند از طرف پدر خانواده، و در پارهای مسائل دیگر بحث میکنند.