مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٣ - درس هفتم ابواب و رئوس مسائل فقه (٢) عقود
در کار است، چیزی که هست در بیع معاوضه میان یک عین خارجی و پول است، و در اجاره میان منافع عین و پول است. عوضین را در بیع، «مبیع» و «ثمن» مینامند و در اجاره «عین موجره» و «مال الاجاره». اجاره وجه مشترکی با عاریه دارد و آن اینکه مستأجر و مستعیر هر دو از منافع استفاده میکنند، اما تفاوتشان در این است که مستأجر به حکم اینکه مال الاجاره میپردازد مالک منافع عین است ولی مستعیر مالک منافع نیست فقط حق انتفاع دارد.
١٣. کتاب الوکالة. یکی از نیازهای بشری نایب گرفتن افراد دیگر است برای کارهایی که او باید به صورت عقد یا ایقاع انجام دهد. مثل اینکه شخصی دیگری را وکیل میکند که از طرف او عقد بیع یا اجاره یا عاریه یا ودیعه یا وقف و یا صیغه طلاق را جاری کند. آن که به دیگری از طرف خود اختیار میدهد «موکل» و آن که از طرف موکل به عنوان نایب برگزیده میشود «وکیل» و نفس این عمل «توکیل» نامیده میشود.
١٤. کتاب الوقوف و الصدقات. وقف یعنی اینکه [انسان] مال خود را از ملک خود خارج کند و خالص برای یک مصرف قرار دهد. در تعریف وقف گفتهاند: «تحبیس العین و تسبیل المنفعة» یعنی نگه داشتن عین و غیر قابل انتقال کردن آن و آزاد ساختن منافعش. در اینکه در وقف قصد قربت شرط هست یا نه، اختلاف است.
علت اینکه «محقق» آن را در باب عقود ذکر کرده نه در باب عبادات این است که قصد قربت را شرط نمیداند.
وقف بر دو قسم است: وقف خاص و وقف عام، و هرکدام احکام مفصلی دارد.
١٥. کتاب السکنی و الحبس. سکنی و حبس شبیه وقفند با این تفاوت که در «وقف» عین مال برای همیشه حبس میشود و دیگر قابل اینکه مالک شخصی پیدا کند نیست، ولی «حبس» این است که [شخص] منافع مال خود را تا مدت معین برای یک مصرف خیریه قرار میدهد و بعد از انقضای مدت به صورت ملک شخصی در میآید، و اما «سکنی» عبارت است از اینکه مسکنی را برای مدت معین برای استفاده یک مستحق قرار میدهد و پس از انقضای مدت مانند سایر اموال شخصی مالک اوّلی میشود.
١٦. کتاب الهِبات. هبه یعنی بخشش. یکی از آثار مالکیت این است که انسان حق دارد مال خود را به دیگری ببخشد. هبه بر دو قسم است: معوَّضه و غیر معوَّضه.