مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٠ - درس هفتم ابواب و رئوس مسائل فقه (٢) عقود
نیست. حاکم شرعی برای رسیدگی به دیون چنین شخصی او را ممنوع التصرف میکند تا دقیقاً رسیدگی شود و دیون طلبکاران به قدر امکان پرداخت شود.
٤. کتاب الحِجر. حِجر یعنی منع. مقصود ممنوع التصرف بودن است. در موارد زیادی مالک شرعی در عین مالکیت تامّه ممنوع التصرف است. مفلّس- که قبلًا یاد شد- یکی از این گونه افراد است. همچنین است طفل نابالغ، دیوانه، سفیه، مریض در مرض موت نسبت به وصیت در مازاد از ثلث ثروت خود. و همچنین است- به قولی- مریض در مرض موت نسبت به نقل و انتقالهای مالیش در مازاد از ثلث دارایی خود.
٥. کتاب الضّمان. «ضمان» همان چیزی است که در عرف امروز فارسی زبانان «ضمانت» نامیده میشود؛ یعنی کسی در برابر یک نفر طلبکار یا مدعی طلبکاری عهدهدار دین [مدیون] میشود و از او به اصطلاح ضمانت میکند. درباره حقیقت «ضمان» میان فقه شیعه با فقه سنی اختلاف است. از نظر فقه شیعه ضمان «نقل دین از ذمّه مدیون به ذمّه ضامن» است، یعنی پس از ضمان، شخص طلبکار حق مطالبه از مدیون اولی را ندارد، فقط حق دارد از ضامن مطالبه کند. البته ضامن اگر به تقاضای مدیون ضمانت کرده باشد میتواند پس از پرداخت به طلبکار از مدیون استیفا کند. ولی از نظر فقه اهل تسنن ضمان «ضمّ عهدهای بر عهده دیگر» است؛ یعنی پس از ضمان، طلبکار حق دارد که از مدیون اوّلی مطالبه کند و یا از ضامن.
محقق در ضمن «کتاب ضمان» احکام باب حواله و باب کفاله را هم ذکر کرده است.
٦. کتاب الصلح. در این کتاب احکام مصالحه بیان میشود. مقصود از صلح در اینجا غیر از صلحی است که در کتاب جهاد بیان میشود. صلح کتاب جهاد درباره قراردادهای سیاسی است و کتاب الصلحی که در باب عقود ذکر میشود مربوط به امور مالی و حقوق عرفی است، مثل اینکه دینی که میزانش مجهول است به مبلغ معینی صلح میشود. صلح معمولًا در مورد دعاوی و اختلافات واقع میشود.
٧. کتاب الشرکه. شرکت یعنی اینکه مالی یا حقی به بیش از یک نفر تعلق داشته باشد. مثل اینکه ثروتی به فرزندان به ارث میرسد که مادامی که قسمت نکردهاند با یکدیگر شریکند، و مثل اینکه دو نفر مشترکاً اتومبیل یا اسب یا زمینی را میخرند و یا احیاناً چند نفر مشترکاً یک مباحی را حیازت میکنند مثلًا زمین مواتی را احیا میکنند. و گاهی به صورت قهری صورت میگیرد، مثل اینکه گندمهای یک نفر با