مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٥٨ - ارزش وجدان انسان
استاد: نه، حتی همان نهضتهای ادبی به معنی نهضتهای فکری هم همینطور است. شما در اروپا نگاه کنید. نقش کسانی که نهضت ادبی و یک ادبیات عالی در اروپا به وجود آوردند [در نهضتهای اجتماعی قابل انکار نیست.] البته ادبیاتی که میگوییم ادبیات اجتماعی است. یک وقت ادبیاتی به وجود میآید که هیچ جنبه اجتماعی ندارد، بدیهی است که اثر نمیگذارد، ولی یک وقت ادبیاتی به وجود میآید که جنبه اجتماعی دارد. بدیهی است که این ادبیات جامعه را تکان میدهد.
- ولی جنبه وسیله دارد یعنی وسیله است برای رسیدن به یک هدف معنوی یا ...
استاد: اینطور نیست. فرض کنید نهضت ادبی در موضوع عدالت و آزادی داد سخن میدهد؛ همین منجر به یک نهضت سیاسی میشود. همان منجر به یک نهضت اقتصادی میشود. همان را میبینیم که بعد منجر به یک نهضت مذهبی میشود. اینها منافات ندارد.
- آیا نمیشود گفت «یک نهضت فکری که در قالب ادبی عرضه میشود»؟
استاد: فکری و ادبی یکی است؛ ما نمیخواهیم اینها را از همدیگر تفکیک کرده باشیم.
- در مورد مسئله ماتریالیست بودن یا رئالیست بودن تاریخ، آن احادیثی که ذکر فرمودید، تقریباً میشود از همه آنها نتیجه گرفت که مادیات وسیله است برای معنویات یعنی یک نیاز اصیل اجتماع مادیاتش نیست.
استاد: البته ما همین را میخواهیم بگوییم. گفتیم احیاناً آمدهاند به اینها تمسک کرده و گفتهاند اسلام هم اصالت را برای اقتصاد قائل است. ما به این عنوان ذکر کردیم که اسلام هم برای نیازهای اقتصادی ارزش زیاد (تعبیر ما ارزش بود) قائل است. ما اجمالًا خواستیم بگوییم که اسلام به هرحال قضیه را کوچک نشمرده، خیلی هم مهم شمرده و برای اینها ارزش قائل است. حالا این ارزش چه ارزشی است و در چه حد است، باشد تا بعد ذکر کنیم.
- اینجا که شما دارید بررسی میکنید، آیا آن چیزی را که در تاریخ واقعیت دارد میگویید یا آن چیزی که باید باشد.