مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٣٨ - ارزش وجدان انسان
الْیوْمَ الْاخِرَ [١]، یا راجع به ابراهیم وَ الَّذینَ مَعَهُ و کسانی که همراه ابراهیم بودند: قَدْ کانَتْ لَکمْ اسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی ابْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ [٢]. آیه اول در سوره احزاب است و آیه دوم در سوره ممتحنه. کما اینکه قرآن عنایت ندارد که شخصیتها را از آن جهت که شخصیتها هستند [مطرح کند، بلکه افرادی را مطرح میکند] از آن جهت که فکر یا عمل آنها چه به صورت مثبت چه به صورت منفی میتواند مورد بهره قرار بگیرد، میخواهد شخصیت باشند یا نباشند.
ما میبینیم که قرآن لقمان را [مطرح کرده است،] این لقمانی که ما میگوییم لقمان حکیم، اینچنین نبوده که یک فیلسوف مشهوری در زمان خودش باشد مثل سقراط یا ارسطو و قرآن یک شخصیت مشهور را نقل کرده. اتفاقاً در زمان خودش کسی نبوده، یک غلام و برده سیاه بوده، بدشکل و بدرنگ و بدهیکل هم بوده است ولی یک مرد روشن بین و حقیقت بین و کسی بوده که حکمت ایمانی داشته. آنوقت میبینیم قرآن این را به نام حکیم عَلَم کرد- و واقعاً هم حکیم بود- و جملههای این مرد را نقل کرد و یک سوره را به نام او قرار داد، یعنی نام این غلام و برده را به عنوان یک اسوه برای مسلمین برای همیشه زنده نگه داشت.
یا اصحاب کهف چه افرادی بودند؟ پنج شش نفر افراد خیلی عادی که یک شغل خیلی کوچکی داشتند. یا مؤمن آل فرعون و یا مؤمن آل یاسین.
تاریخِ به این معنا یک علم نقلی است و غالباً کتابهای تاریخی قدیم ما همین تاریخ نقلی است یعنی تاریخی است که حوادث و وقایع جزئی و مشخص را برای ما ثبت کردهاند و این هم در حد خودش میتواند مفید واقع بشود.
٢. تاریخ علمی
نوع دوم تاریخ را ما «تاریخ علمی» اصطلاح میکنیم، یعنی تاریخی که باز به گذشته تعلق دارد مثل همان نوع اول، و به بودنهای در گذشته هم تعلق دارد، باز مثل همان نوع اول، ولی برعکسِ نوع اول که جزئی و فردی و شخصی بود کلی است و قهراً مربوط به افراد نمیشود، مربوط به جامعههاست، ضوابط و قواعد و سننی را که حاکم بر جامعهها در گذشته بوده است بیان میکند که مثلًا فلان قوم به چه علت ارتقا پیدا کرد؟ یونان از شش قرن قبل از میلاد تا تقریباً یک قرن قبل از میلاد به چه علتی جامعه یا جامعههایی آنقدر قوی بود و تمدن و فرهنگی به آن عظمت ایجاد کرد؟
و علت اینکه از بین رفت چه بود؟ یا تمدن رم علت ارتقاء و علت انحطاطش چه بود؟ یا تمدن
[١] احزاب/ ٢١.[٢] ممتحنه/ ٤.