مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨٨ - ارزش وجدان انسان
١ انتقال به دوره برده داری
- انتقادی که به تز آقایان در مورد تحول ادوار تاریخی از کمون اولیه تا جامعه کمونیستی وارد است این است که ما امروز شاهدیم که در بعضی نقاط جهان مانند آفریقا و استرالیا جوامع ابتدایی وجود دارند و هیچ گونه تغییر و تحولی در این جوامع رخ نداده است و حال آنکه اگر مطابق تز مارکسیستی، تغییر و تحول جوامع به صورت خود به خودی و در اثر تضاد درونی صورت میگرفت باید این جوامع ابتدایی هم دیگر در این حالت رکود باقی نمیماندند.
استاد: مطلبی که اینها میگویند این است که عوامل خارجی تکامل را تسریع میکند. اگر یک جامعه بسته باشد تکاملش خیلی بطیء و کند رخ میدهد و اگر یک جامعه باز باشد به طوری که مبادله فکری فرهنگی میان آن و یک جامعه دیگر صورت بگیرد، قهراً آمادگیاش برای سیر تحولی و تکاملی بیشتر میشود. در اینکه این اصل بهطور کلی یک اصل درستی است شکی نیست؛ یعنی یک جامعه اگر بسته باشد، یک جامعه مداربسته به اصطلاح، نه این است که در آن تغییر و تکامل پیدا نمیشود، پیدا میشود ولی خیلی بطیء و کند است، اما اگر باز باشد [سریع انجام میشود.]
مثلًا ما در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران این مسئله را مطرح کردهایم که آن تحول فرهنگی که در ایران بعد از اسلام پیدا شد و اصلًا در ایران قبل از اسلام نبوده، یک علتش این بود که اسلام مرزها را شکست؛ یعنی رژیم موبدی سابق یک دیوار دور ایران کشیده بود و نه از این طرف چیزی به بیرون درز میکرد و نه از بیرون چیزی به اینجا. آنوقت یک تقالید و عادات و