مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٨١ - ارزش وجدان انسان
یک تعلیل روانی و انسانی میکنید. اینها از این امر وحشت دارند. اگر هم بعضی جاها بگویند- کما اینکه گاهی حرفهایی میزنند- برخلاف اصول خودشان است. اینها فقط و فقط باید تعلیل مارکسیستی بکنند. در تعلیل مارکسیستی باید اینطور بگویند که ابزار تولید تکامل پیدا کرده، روابط تولید در حد ناقص باقی مانده، ناچار باید روابط تولیدی در سطح کاملتری بیاید جانشین آن بشود. در اینجا ما چارهای نداریم جز اینکه بگوییم ابزار تولید تکامل پیدا کرده و بشر هنوز میخواهد زندگی اشتراکی برادروار داشته باشد. با برادرواری نمیشود پیش رفت. ناچار باید این برادرواری را ببوسد بگذارد لب طاقچه، بگوید برادر بیبرادر، برادر باید برادر خودش را استثمار کند. من میگویم آیا یک نفر سوسیالیست میتواند این حرف را بزند که در یک دوره برادروار زندگی کردن مانع پیشرفت و ترقی بوده است؟ و حال آنکه اینها خودشان همیشه اصلًا یگانه مایه بدبختی را این مالکیت و اختصاص و استثمار میدانند. من روی حساب خودشان میگویم (حسابهایی که در جای دیگری هم گفتهاند) که اینها باید بگویند این روبنا، این برادروار زندگی کردن، اینجور رابطه تولیدی که همه با همدیگر، همدوش یکدیگر، همبال یکدیگر، هم پرواز یکدیگر میخواهیم حرکت کنیم، مانع رشد است. چطور انسان میتواند این را قبول کند که زندگی اشتراکی به دلیل مانع رشد بودنش منسوخ شده است؟ یک وقت هست که نه به دلیل مانع رشد بودنش بلکه به دلیل حرص انسان منسوخ شده است. این یک حرفی است. ولی «به دلیل مانع رشد بودنش منسوخ شده» من که نمیتوانم این را قبول کنم.
- البته آنها رشد روانی انسان را همراه با رشد مادیاش قبول دارند؛ یعنی قبول دارند که بر اثر تکامل اجتماعی، مسائل روانی هم تکامل پیدا میکند.
استاد: پس باید قبول کنیم استثمارگر بودن نسبت به برادر بودن، رشد و تکامل روانی است!
- من خوبی و بدی برای تکامل قائل نیستم.
استاد: ارتباطی به خوبی و بدی ندارد. شما اسمش را هرچه میخواهید بگذارید.
- من میگویم کاملتر است.
استاد: یعنی روی اصول اینها باید اینطور قبول کنیم که اگر انسانها در یک مرحلهای بخواهند