مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٠٨ - ارزش وجدان انسان
اینجورند.
- بعد از آن بحثی که در مورد طبقات داشت و اینکه این افکار و ایدئولوژی و جهان بینی همه از همان روابط تولیدی طبقاتی جامعه ناشی میشود، جملهای نقل کرده است: «اگر از اول تاریخ بشر دقت شود ایدئولوژی عبارت بوده است از عقاید راجع به حیوانات وحشی و چشم زخم آنها در دورهای که شکار حیوانات وحشی وسیله عمده تولید بوده، و بعداً عقاید موهوم راجع به زمین و فلاحت مثل تعلیمات زردشت در دوره کشاورزی بدوی، و بالاخره عقاید بدیهی و مسلّم تفوق اربابهای فئودال بر سروها که از بدیهیات اولیه به شمار میرفت.»
اینجا یک نکته دقیقی به نظر میآید و آن نکته این است که یک موقع هست- مثل بحثی که قبلًا داشتیم- میخواهیم عقاید و افکار را تعلیل مادی بکنیم، یعنی برای افکار ریشههای مادی در جهان ماده پیدا کنیم، مثلًا انگیزه اقتصادی، اینطور میخواهیم تعلیل کنیم. و یک موقع هست میخواهیم تعلیل طبقاتی بکنیم یعنی روابط حقوقی، فکری، جهان بینی و غیره را به روابط تولیدی برگردانیم که روابط تولیدی بالا گفت که دو طبقه مجزا هستند با خواستهای متفاوت، و منطبق با این خواستها آرمان و ایدئولوژی پیدا میکنند. حال اگر اینطور است اینها را چگونه میشود تعلیل طبقاتی کرد؟ مسائل مربوط به چشم زخم، زمین و فلاحت، تفوق اربابهای فئودال بر سروها. دوتای اول شاید جوابش مشکلتر باشد. تعلیل طبقاتی ایجاد این عقیده چیست؟ ایجاد این عقیده به چه عامل طبقاتی برمیگردد؟
استاد: آن را به شما جواب میدهند، برای اینکه آن دوره دوره اشتراک است، طبقه متعلق به بعد است. آن دوره هنوز دوره اشتراک اولیه است و چون مالکیت به وجود نیامده طبقات وجود ندارد.
ولی به هرحال ریشه اقتصادی دارد. درباره زمین و فلاحت، او مقصودش این است که مثلًا زردشت تعلق دارد به اوایل دورهای که بشر از شکار به کشاورزی رسید و از زمین استفاده میبرده و ثروت اضافی به وجود میآورده است. آن وقت ما میبینیم در تعلیمات زردشت خیلی به مقدس بودن زمین و مقدس بودن گاو توجه شده است. گاو در تعلیمات زردشت خیلی مقدس است. میدانید که حتی به ادرار گاو تبرک میجستند، گاو نر بالخصوص، برای اینکه گاو نر وسیله کشاورزی بوده است. چون وسیله کشاورزی بوده یک عقیده دینی متناسب با همین وضع اقتصادی به وجود آمده است. یا میبینیم عوامل طبیعت به خیر و شر تقسیم میشده؛ ابر و باران و زمینهای کشاورزی همه مقدساند و مخلوق سپنت منئو، و اما زمینهای قفر لایزرع و دشتهای قفری که به هیچ درد زندگی نمیخورد مخلوق اهریمن (انگره منئو) هستند و اساساً نباید اینها وجود داشته باشند. پس ما