مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٩١ - ارزش وجدان انسان
استاد: شما تولید را با خود تولید تعریف میکنید. خود تولید را در تعریف تولید نیاورید، چگونه تعریف میکنید؟
- تولید عبارت است از تغییر شکل دادن مواد به وسیله کار بشر به شکلی که یکی از حوائج انسان را برآورده کند، حال این تغییر شکل دادن، محصول این تغییر شکل که از این به بعد اسمش را محصول تولید میگذاریم، این محصول تولید گاهی مستقیماً نیاز انسان را برآورده میکند و گاهی در مرحله بعدی؛ در جریان بعدی خودش کمک کار نیروی کار بشری میشود برای تولید یک محصول دیگری که آن محصول نیاز انسان را برآورده میکند.
استاد: همینهاست که بعدها [مطلب را] با اشکال مواجه خواهد کرد.
- میگوید کار بشر به اضافه ابزار تولید، قوای تولیدی جامعه را تشکیل میدهند که موتور محرک جامعه بشری است. بعد به بحث جالبی میرسد. میگوید تولید همیشه اجتماعی است.
این مطلب به خصوص با تحلیلی که اینها از اندیشه بشر میکنند قابل نقد است. گفتند انسان حیوانی است که اجتماعی زندگی میکند. در زندگی اجتماعی زبانش به تکلم افتاد. وقتی حیوانِ سخنگو شد، مفاهیم تجریدی و انتزاعی برای او پیدا شد؛ یعنی شعور بعد از سخن ایجاد شد و به این ترتیب اینها پیدا شدن شعور در انسان را هم مادی تحلیل کردند. اینکه میگویند تولید اجتماعی است، میتوانیم اینها را در مقابل یک تناقض قرار دهیم. میگوییم دلیل این امر چیست؟ گفتهاند انسانها دیدند که قادر نیستند نیازهای خود را بهطور فردی برطرف کنند، لذا دور هم جمع شدند و کالا تولید کردند. یعنی استدلال کردند که فردی نمیتوانیم کار کنیم پس جمعی باید تولید کنیم. این یک استدلال منطقی است. ذهن لازم است که این استدلال را انجام دهد و به این نتیجه برسد. پس شعور را مقدم بر اجتماعی بودن دانستیم نه برعکس.
- استدلال منطقی نمیکنند، غریزه اوست که این کار را میکند.
استاد: غریزه کار اینها را مشکلتر میکند.
- باید بگویند خدا آفریده (خنده حضار).
- اینکه شما میفرمایید منطق مقدمه اجتماعی زندگی کردن است، لزومی ندارد.