مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢٠ - ارزش وجدان انسان
بطلان نظریه فویرباخ
یکی از دلایل بسیار روشن بر پوچی نظریه فویرباخ این است که اگر ریشه گرایش به دین و خداپرستی این باشد که او میگوید یعنی اگر این تحلیل روانشناسانه تحلیل درستی باشد باید همیشه منحطترین و فاسدترین افراد باشند که گرایش به خداپرستی پیدا میکنند و افرادی که به آن صفا و پاکی خودشان باقی ماندهاند [گرایش به دین پیدا نکنند.] ما میبینیم افراد بالفطره مختلفند.
بعضی افراد به همان صفا و پاکی اوّلی خودشان باقی ماندهاند و آلوده نیستند. [طبق نظریه او باید] آدمهای شریف و پاک و ناآلوده هرگز گرایش به خداپرستی پیدا نکنند، چون علت روانی در آنها وجود ندارد و این «برون فکنی» (به قول اینها) ریشه ندارد؛ در صورتی که قضیه درست برعکس است. قرآن درست برعکس میگوید: «هُدی لِلْمُتَّقین» [١]. عدهای سؤال میکنند که این آیه یعنی چه؟ (گویی قرآن دارد به این حرف [یعنی نظریه فویرباخ] جواب میدهد.) چرا قرآن میگوید «هُدی لِلْمُتَّقین» و حال آنکه قرآن هُدی لِلْعالَمین است؟ خود قرآن میگوید «هُدی لِلْعالَمین»: انْ هُوَ الّا ذِکرٌ لِلْعالَمین [٢] (یا ذِکری لِلْعالَمینَ [٣]) پس چرا در عین حال «هُدی لِلْمُتَّقین»؟ بله، یک وقت سخن این است که قرآن برای چه کسانی آمده است؛ آیا از اوّل، قرآن آمده است برای یک عده معین نه برای عده دیگری؟ این یک مسئله است، که قرآن میگوید نه، «ذِکرٌ لِلْعالَمین»؛ یک وقت صحبت این است:
آنهایی که این هدایت در آنها عینیت پیدا کرده چه کسانی هستند، آیا هُدی لِلْفاسِقین یا هُدی لِلْمُتَّقین آنهایی که تقوا و پاکی دارند؟
اتفاقاً بعضی اینطور میگویند که اگر شما افرادی را میبینید متدین و پاک و از اینها جز کار نیک سرنمی زند، اینها افرادی هستند که بالذات شریفاند، اگر دین هم نمیبود اینها شریف بودند.
شما به ما افرادی را نشان بدهید که اینها شریرند و دین این شریرها را شریف کرده است. اینها از آن طرف رفتهاند.
به هر حال نظریه فویرباخ از این جهت باطل است که اگر اینطور میبود باید هرچه انسان بیشتر سقوط کند بیشتر گرایش به دین پیدا کند، در صورتی که عملًا قضیه بر عکس است، هرچه انسان بیشتر سقوط میکند فاصلهاش [با دین] بیشتر میشود. «ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذینَ أَساؤُا السُّوأی أَنْ کذَّبوا بایاتِ اللَّهِ» [٤] (نه أنْ صَدَّقوا بایاتِ اللَّهِ).
علاوه بر این، این جناب برای انسان اصالتی قائل شده که مادیینِ بعد دیگر نتوانستهاند قائل
[١] بقره/ ٢.[٢] یوسف/ ١٠٤ و چند آیه دیگر.[٣] انعام/ ٩٠.[٤] روم/ ١٠.