مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٤ - ارزش وجدان انسان
اختیاری ندارند و بنابراین هیچ مسئولیت اخلاقی هم ندارند.
این است که عدهای از قبیل پاپر و سر آیزیا برلین گفتند که تاریخ حوزه عمل انسان است و انسان یک موجود آزاد و مختار است و این موجود مختار آزاد جلو هر تحولی را میتواند بگیرد و بنابراین چون پای انسان و اراده و مسئولیت اخلاقی و اختیار انسان در میان است، هیچ گونه جبری بر تاریخ حکمفرما نیست. خود نویسنده این کتاب میخواهد راهی پیدا کند و «امرٌ بین الامرین» ی بیابد، یعنی میخواهد هم اصل علیت و اصل جبر تاریخ را بپذیرد و هم مسئولیت و اختیار انسان را، ولی بیان عالمانهای ندارد. کسانی که منکر اصل علیت در تاریخ شدهاند قهراً اصل تصادف را پذیرفتهاند و در واقع میگویند تاریخ مولود یک سلسله تصادفات است. شواهدی هم از تاریخ آوردهاند که مسیر تاریخ در نقاط حساسی در اثر یک امر تصادفی- نه بر اثر علل کلی- تغییر کرده، مثل گاز گرفته شدن دست پلخانوف به وسیله یک میمون، و بهترین مثالش در تاریخ اسلامی یکی داستان مروان حکم است و دیگر داستان طغرل سوم. از این حوادث زیاد پیدا شده است و گفتهاند مسیر تاریخ را حوادث جزئی عوض کردهاند.
تصادف در تاریخ
در باب تصادف دو سه مطلب هست که بعضی را قبلًا گفتیم. یکی اینکه تصادف به معنای واقعی هرگز وجود ندارد. (این کتاب هم این بحث را دارد و خوب هم دارد.) اگر مقصود از تصادف این باشد که حادثهای بدون علت به وجود بیاید، چنین حادثهای در عالم پدید نخواهد شد. تمام حوادثی که ما آنها را حوادث تصادفی مینامیم، علل آنها علل جزئی است نه علل کلی و عمومی.
مثلًا یک شیء علت است برای شیء دیگر بهطور کلی و عمومی، یعنی هرگاه طبیعت این علت پیدا بشود- در هر زمانی و در هر شرایطی- این معلول پیدا میشود. این را ما علت کلی مینامیم.
مثلًا انسان میخواهد از تهران به قم برود. حرکت از تهران و در راه قم رفتن، لازمهاش رسیدن به قم است بعد از یک مدت معین. اینها علل دائمی و علل اکثری نام دارند. علت اتفاقی آن است که در شرایط خاص، یک فرد مخصوص، علت شده است. مثلًا روزی که انسان به قم میرود، در بین راه از ماشین پیاده شده میبیند مقداری اسکناس روی زمین ریخته، نشانهای نیز ندارد و برداشتن آن اشکال شرعی ندارد، اسکناسها را برمیدارد. رفتن از تهران به قم علت کلی این واقعه نیست که باز فردا از همین جا عبور کنیم و دوباره اسکناس پیدا کنیم، ولی در آن شرایط خاص و روز خاص و مکان خاص، آن [رفتن] واقعاً علت بوده است. پس تصادف به معنی «بلاعلت» معنی ندارد ولی به معنای علت کلی نبودن درست است.