مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦٠ - ارزش وجدان انسان
جداگانه استعمال شده و به یک معنی پنجم یعنی به یک صورت جامع- که نتیجه نهاییاش آن است و آن را میخواهد انتخاب کند- نیز استعمال شده است. گاهی دین به یک تعبیری در قرآن به کار رفته که شامل همه اینها در آنِ واحد است. حالا ما باید ابتدا آن مواردی را که در قرآن کلمه «دین» در آن چهار مورد جدا جدا به کار رفته است از خود قرآن به دست بیاوریم، بعد ببینیم آن معنی پنجم که میگوید تعبیر جامع قرآن است چگونه است، و بعد روی اینها نظر بدهیم.
اما آن معنی اول که معنی فرمانروایی، حاکمیت، تسلط و امثال اینهاست با آن معنی اطاعت و تذلّل که نقطه مقابل اینهاست، آیاتش را در یک ردیف ذکر کردهاند: قُلْ انّی امِرْتُ انْ اعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدّینَ [١]. بگو من مأمورم که خدا را بندگی کنم و دین را برای او خالص گردانم. اینجا معلوم است که مقصود از «دین» همان اطاعت و خضوع است. من میخواهم عابد و مطیع او باشم و در اطاعت خودم هم مخلص باشم، تنها و تنها مطیع او باشم. این همان دینِ به معنی اطاعت است.
در جای دیگر: قُلِ اللَّهَ اعْبُدُ مُخْلِصاً لَهُ دینی [٢]. بگو من تنها خدا را بندگی میکنم و دین خودم را برای او خالص میکنم. «دینم را ...» یعنی خضوعم را، اطاعتم را، بندگیام را خالصاً برای او قرار میدهم.
انَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحْیای وَ مَماتی لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ [٣]. آیات دیگری هم ذکر میکنند که از همین ردیف است: انّا انْزَلْنا الَیک الْکتابَ بِالْحَقِّ فَاعْبُدِ اللَّهَ مُخْلِصاً لَهُ الدّینَ [٤]. باز هم همان است.
الا لِلَّهِ الدّینُ الْخالِصُ [٥]. آن اطاعت خالصانه فقط و فقط برای خداست و باید برای خدا باشد.
افَغَیرَ دینِ اللَّهِ یبْغونَ وَ لَهُ اسْلَمَ مَنْ فِی السَّمواتِ وَ الْارْضِ طَوْعاً وَ کرْهاً وَ الَیهِ یرْجَعونَ [٦]. آیا اینها جز دین خدا چیزی را طلب میکنند و حال آنکه هر که در آسمان و زمین است چه از روی طوع و چه از روی کراهت تسلیم اوست، سر بر اطاعت اوست. پس در واقع میخواهد بگوید کهای انسان! در عالم تشریع و کار اختیاری (چون راه انسان راه اختیار است) آیا تو غیر از راه اطاعت حق راهی را انتخاب میکنی؟ آیا تو غیر از دین خدا دین دیگری را طلب میکنی و حال آنکه تمام ذرات هستی تسلیم او هستند.
اینجا باز باید همان دین به معنی اطاعت باشد، یعنی در عالم اختیار سر به تسلیم او داشته
[١] زمر/ ١١.[٢] زمر/ ١٤.[٣] انعام/ ١٦٢.[٤] زمر/ ٢.[٥] زمر/ ٣.[٦] آل عمران/ ٨٣.