مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٥٠ - ارزش وجدان انسان
ایمان بیاورد یا انکار کند باز ما به او کافر میگوییم، چون هر نامسلمانی را کافر میگوییم. ولی در اصطلاح قرآن اینطور نیست. آن کسی که هنوز اسلام بر او عرضه نشده است همین طوری که مؤمن نیست کافر هم نیست، و لهذا ما نمیتوانیم بگوییم که با او چگونه رفتار میشود. قرآن میگوید اینها را مُرْجَوْنَ لِامْرِ اللَّهِ [١] بدانید؛ بگویید خدا یک جوری با اینها رفتار خواهد کرد. البته نوید رحمت به آنها داده است. ولی اصطلاح امروز متشرعه این است که هر کسی که مسلمان نیست کافر است. آنوقت درمسئله طهارت و نجاست هم عیناً همین مسئله قابل طرح است که آیا مسلمان پاک است و غیرمسلمان نجس است؟ این یک شکل پیدا میکند. بنابراین غیرمسلمانهایی هم که اسلام بر آنها عرضه نشده تا مؤمن یا کافر باشند نجساند. یک وقت میگوییم که نه، کافر به این مفهوم قرآنی نجس است، یعنی کسانی که در مقابل دعوت پیغمبر عناد ورزیدند، ایستادگی و مخالفت کردند. بنابراین آن مردمی که اساساً [اسلام] بر اینها عرضه نشده تا موافقت کنند یا مخالفت، نجس نیستند. البته آنجا مسئله مشرک هم هست که چون قرآن دارد: انَّمَا الْمُشْرِکونَ نَجَسٌ فَلا یقْرَبُوا الْمَسْجِدَ الْحَرامَ [٢] (اگر آن نجس را به همین معنی نجس اصطلاحی بدانیم) لزومی ندارد شخص کافر باشد، همین قدر که مشرک باشد نجس است.
- «مستضعف» در اصطلاح فقه همین است؟ میگویند مستضعفین حکم خاصی دارند، آن که واقعاً نمیداند و عناد ندارد.
استاد: قرآن مستضعف را به دو گروه تقسیم کرده، دو نوع مستضعف داریم. در آن آیه خواندیم. یکی مستضعفینی که یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ یهْتَدونَ سَبیلًا، مستضعفینی که میتوانند استضعاف خودشان را چاره کنند ولو به این شکل که مهاجرت کنند. اینها از نظر قرآن معذور نیستند. دوم مستضعفینی که لا یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ لا یهْتَدونَ سَبیلًا. فقها هر وقت میگویند مستضعفین، این گروه دوم را میگویند.
بنابراین مستضعفینی که در فقه فعلًا اصطلاح شده یک نوع از مستضعفین قرآن است: الْمُسْتَضْعَفینَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا یسْتَطیعونَ حیلَةً وَ لایهْتَدونَ سَبیلًا [٣]. اینها هستند که از نظر قرآن مُرْجَوْنَ لِامْرِ اللَّهِ میباشند و نمیشود گفت که [کافرند.]
- بی خداها مثلًا مارکسیستها را چه باید بگوییم؟
[١] توبه/ ١٠٦.[٢] توبه/ ٢٨.[٣] نساء/ ٩٨.