مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٩٩ - ارزش وجدان انسان
سه گروه در مقابل دعوت پیامبران
پیغمبران میآیند مردم را دعوت به حق و قانون و عدالت میکنند؛ مردم را دعوت به خدا میکنند و از طریق خدا دعوت به عدالت میکنند: پلی بین مردم و خدا برقرار میکنند و از راه خدا باز پلی میان مردم و ارزشهای انسانی از قبیل عدالت و راستی و درستی و آزادی و بزرگواری برقرار میکنند. اینجاست که مردم سه گروه میشوند: یک گروه هستند که نه چیزی از اینها گرفته شده و نه چیزی را از مردم گرفتهاند. عدالت هم بهطور دقیق برقرار بشود نه چیزی گیرشان میآید و نه چیزی از دست میدهند. در عین حال این دعوت خدا (اللَّه) وجدانشان را تکان میدهد. این گونه اشخاص اگر مانع دیگری از موانعی که خود قرآن اشاره کرده و در جلسه پیش هم عرض کردیم نداشته باشند حتماً این دعوت را میپذیرند. یک دل پاک است و فوراً میپذیرد.
گروه دیگر اساس زندگیشان بر ضد عدالت بوده و الآن هستی اجتماعیشان، مقام و منصب و داراییشان هرچه که دارند همه از این راه است که عدالت پایمال شده. اینها اگر بخواهند این دعوت را پاسخ بگویند درست است که وجدانش به او میگوید بپذیر، اما اگر این را بپذیرد دیگر بعد از این خودش از نظر اجتماعی خودش نیست. ابوسفیان اگر بیاید دعوت حضرت رسول را بپذیرد دیگر ابوسفیان نیست، ابوجهل هم ابوجهل نیست. ابوسفیان و ابوجهل که عدهای از قبیل عبد اللَّه بن مسعودها و عمّار یاسرها را نعل کفش پای خودشان هم حساب نمیکردند، غلامها و بردگان و مردم را اراذل و پست میدانستند (وَ ما نَریک اتَّبَعَک الَّا الَّذینَ هُمْ اراذِلُنا بادِی الرَّأْی) [١] اینها اگر بخواهند این دعوت را بپذیرند، یعنی از آن جای بالایی که قرار گرفته پایین بیاید و همدوش آن کسی که تا دیروز حاضر نبود پهلوی او در یک مجلس بنشیند قرار بگیرد، پس او خیلی چیزها از دست میدهد. قهراً اوست که در مقابل [این دعوت] میایستد. اگر آن را بپذیرد مال و ثروتش را از دست میدهد، شخصیت و حیثیت اجتماعیاش را از دست میدهد، قهراً مخالفت میکند.
برویم سراغ عبد اللَّه بن مسعودها و امثال اینها. آنها چطور؟ آنها وقتی که بخواهند به این دعوت فطری الهی معنوی- که از خدا و قیامت سخن میگوید و از راه خدا اخلاق و عدالت میخواهد- پاسخ مثبت بدهند نه تنها چیزی از دنیای خودشان از دست نمیدهند، بلکه به دست هم میآورند. بنابراین اینها اگر فرضاً انگیزههای مادی هم داشته باشند با دو انگیزه این دعوت را میپذیرند، برایشان هم فال است و هم تماشا. و به همین دلیل است که انبیا حامیان خودشان را اکثر از میان طبقه مستضعفین پیدا میکردند و میگرفتند. «اکثر» عرض میکنیم و نمیگوییم کلًا،
[١] هود/ ٢٧.