مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٨٠٦ - ارزش وجدان انسان
«نمیشود نشد» در کار نیست. پس این گونه آیات که فرد را به عصیان در مقابل روح حاکم بر جامعه دعوت میکند نیز دلیل بر این است که قرآن فرد را در مقابل جامعه مجبور نمیداند.
باز هم ما آیات دیگری داریم. مثلًا آیه ٤٥ سوره مدّثّر هم بیدلالت نیست: قرآن نقل میکند که گروهی از مردم به دوزخ میروند، بعد از ناحیه ملائکه الهی به آنها گفته میشود که ما سَلَککمْ فی سَقَرَ چه چیز شما را به اینجا آورد؟ قالوا لَمْ نَک مِنَ الْمُصَلّینَ ما در زمره نمازگزاران نبودیم. وَ لَمْ نَک نُطْعِمُ الْمِسْکینَ [١] ما مساکین را اطعام نمیکردیم. وَ کنّا نُکذِّبُ بِیوْمِ الدّینِ [٢] قیامت و روز جزا را هم دروغ میپنداشتیم. وَ کنّا نَخوضُ مَعَ الْخائِضینَ [٣] دیگران، جمع، به هرجا که فرو میرفتند ما هم با آنها فرو میرفتیم. این در واقع آخرین حرفشان است که دیگران نماز نمیخواندند ما هم نمیخواندیم، آنها اطعام مساکین نمیکردند ما هم نمیکردیم، آنها میگفتند قیامت دروغ است ما هم میگفتیم دروغ است. هرچه آنها میگفتند ما هم حرف آنها را تکرار میکردیم. این معنایش این است که اینها عذرِ پسندیده نیست. این علامت این است که قرآن میخواهد بگوید که انسان در مقابل روح حاکم بر جامعه خودش آزادی و استقلال دارد.
- در آیه عَلَیکمْ انْفُسَکمْ خطابْ جمعی است، مثل همان یغَیروا ما بِانْفُسِهِمْ.
استاد: نه، هرجا که صورت جمع داشته باشد معلوم نیست که مخاطب هم حتماً جمع باشد. تازه جمع هم که بخواهد باشد ضرر ندارد.
- ضمیرهایش همه «کمْ» است.
استاد: باشد، ضرر ندارد. به قرینه لا یضُرُّکمْ مَنْ ضَلَّ اذَا اهْتَدَیتُمْ داریم عرض میکنیم. فرض کنید [مخاطب] جمع [باشد.] جامعه شناسان هم میگویند هر جامعهای به جامعههای کوچکتر یعنی به گروههای کوچکتر تقسیم میشود. مثلًا ممکن است مخاطبْ گروهی باشد که در اقلیت هستند، به این گروهِ در اقلیت میگوید: ای گروهِ در اقلیت خودتان را بپایید، ضلالت اکثریت به شما زیان نمیرساند. باز مدعای ما را ثابت میکند، چون روح حاکم بر جامعه روح اکثریت است. اگر جبر باشد، اقلیت مجبور است از اکثریت پیروی کند. وقتی نیروی اکثریت به یک طرف کشیده شد قهراً
[١] مدثر/ ٤٢- ٤٤.[٢] مدثر/ ٤٦.[٣] مدثر/ ٤٥.