مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٧٣ - ارزش وجدان انسان
یعنی قانع نیستیم به اینکه چون ایشان گفتهاند پس حتماً همین جور است. خودمان مستقلًا بحث میکنیم، ببینیم از این آیات همین معنا که منظور است استفاده میشود یا نمیشود، و آیا ما آیات دیگری علاوه بر اینها داریم؟
عرض کردم اگر ثابت کنیم که تعلیمات قرآن براساس این است که سعادت و کمال انسان فقط در زندگی اجتماعی است، ثابت میشود که قرآن زندگی طبیعی انسان را اجتماعی میداند نه اینکه زندگی اجتماعی را یک امر اضطراری و اجباری بداند که به زور به انسان تحمیل شده است.
ایشان این چند آیه را راجع به این مدعا که عرض کردیم ذکر کردهاند که تا هفته آینده رویش مطالعه بفرمایید. یکی آیه معروف سوره حجرات است: یا ایهَا النّاسُ انّا خَلَقْناکمْ مِنْ ذَکرٍ وَ انْثی وَ جَعَلْناکمْ شُعوباً وَ قَبائِلَ لِتَعارَفوا [١]. آیا ما از اینجا این معنا را خواهیم فهمید یا نه؟ آیه دیگر آیه معروفی است در سوره زخرف که میفرماید: نَحْنُ قَسَمْنا بَینَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیوةِ الدُّنْیا وَ رَفَعْنا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجاتٍ لِیتَّخِذَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً سُخْرِیاً [٢]. آیهای است که قطع نظر از این جنبه، از جنبههای دیگر هم باید رویش مطالعه کرد و ما قبلًا مطالعه کردهایم که بعد درباره آن بحث میکنیم.
آیه دیگر آیه ١٩٥ از آل عمران است که با جمله بَعْضُکمْ مِنْ بَعْضٍ تعبیر شده. آیا این بَعْضُکمْ مِنْ بَعْضٍ چه را میخواهد بیان کند؟ آیه دیگر آیه ٥٤ از سوره فرقان است که میفرماید: وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً. این آیات و آیات دیگری را ما باید به دقت مطالعه کنیم، ببینیم که این معنا و مقصود از این آیات فهمیده میشود یا نه.
و اما راجع به بحث دوم که جامعه از خودش حیات دارد و وجود جامعه وجود حقیقی است، اینجا به این تعبیر (ترکیب اتحادی و ...) بیان نکردهاند، تعبیر را ما ذکر کردیم. فصلی دارند تحت عنوان «اعتبار الاسلام رابطةَ الفرد و المجتمع»، در ذیل آنجا این بحث ما را ذکر کردهاند. در صفحه ١٠٢ بعد از آنکه میگویند رابطه فرد و جامعه یک رابطه حقیقی است، مطلب را به این شکل بیان میکنند: و هذه الرابطة الحقیقیة بین الشخص و المجتمع (یک رابطه حقیقی است نه اعتباری) لا محالة تعدّی الی کینونة اخری. در واقع به این بیان است که رابطه افراد با یکدیگر که همان رابطه فرد با جامعه است منجر به یک کینونت جدید یعنی وجود جدید میشود. میخواهند بگویند که نظیر ترکیبهای طبیعی است که اگر دو ماده با یکدیگر ترکیب شدند (ترکیب حقیقی صورت گرفت یعنی روی یکدیگر اثر گذاشتند، این روی آن تأثیر کرد و آن روی این) بعد یک شیء جدید از ایندو به وجود میآید. میگویند ترکیبهای حقیقی در یک چنین موردی است. ایشان هم میخواهند
[١] حجرات/ ١٣.[٢] زخرف/ ٣٢.