مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٥٣ - ارزش وجدان انسان
میشود، یعنی همه از ابزار تولید آنطور استفاده میکنند که همگان میخواهند. همین قدر که مالکیت ابزار تولید اشتراکی شد، دیگر افراد «ما» شدهاند و منی وجود ندارد، دیگر خودخواهی وجود ندارد، اساساً «من» وجود ندارد فقط «ما» وجود دارد. وقتی که «ما» وجود داشته باشد، به طور طبیعی استفاده از ابزار تولیدْ دموکراتیک خواهد بود. چطور استفاده کنیم؟ هرطور که عموم مردم میخواهند. حاکمیت هم یک حاکمیت ملی است. چه کسی حکومت میکند؟ همان افرادی که اکثریت قریب به اتفاق مردم بخواهند. اصلًا اینها به دنبال آن میآید. مارکس هیچ وقت دنبال دموکراسی نمیرود، مثل کشورهایی که دائم دم از دموکراسی میزنند. از نظر او تا مالکیت هست دموکراسی اصلًا امکان ندارد. مالکیت که از بین برود دموکراسی جبراً هست.
این مثل آن است که شما میوهای را بخواهید و به درختی که آن میوه را تولید میکند توجه نداشته باشید، مثل بچهای که همینطور پایش را توی یک کفش کرده که من گلابی میخواهم، بدون اینکه هیچ فکر بکند که الآن فصل گلابی هست یا نیست، درخت گلابی وجود دارد یا نه، او فقط گلابی میخواهد. گلابی که تا فصلش نباشد، تا درختش نباشد وجود ندارد. اگر فصلش بود و درختش بود قهراً گلابی هم وجود دارد.
بنابراین [از نظر اینها] کوشش برای دموکراسی با وجود مالکیت شخصی ابزار تولید، بیهوده است. با اشتراکی شدن ابزار تولیدْ دموکراسی، حاکمیت ملی و تولید به منظور خیر و رفاه عموم خود به خود حاصل است.
ولی تجربه نشان داد که اینطور نشد؛ یعنی سوسیالیسم به معنای مالکیت اشتراکی آمد دموکراسی نیامد و بلکه از خشنترین حکومتهای دنیا همان حکومتهای سوسیالیستی است که بعد لنین آمد این [خشونت] را با دوره «دیکتاتوری پرولتاریا» توجیه کرد. این دیکتاتوری را واجب و لازم هم شمردند. تازه خود دیکتاتوری پرولتاریا چیست؟ آخرش برمیگردد به دیکتاتوری جمع؛ یعنی صد میلیون، دویست میلیون جمعیت [وجود دارد] و یک اقلیت- که شاید همهشان به یک میلیون هم نرسند- حکومت میکنند، در کمال اقتدار هم حکومت میکنند، مالک شخصی هم نیستند. اصلًا احتیاج ندارند که مالک شخصی باشند. همه چیز مال آنهاست بدون اینکه اسم مالکیت شخصی [به میان بیاید، چون] مالکیت را انسان برای این میخواهد که اختیار تصرف با او باشد، حال وقتی که اختیار تصرف با اوست (ولو اینکه مالکیتی در کار نباشد) آن منظورِ مالکیت هست. و حتی- اگرچه اینها میگویند سودجویی نیست- سودجویی هم هست، چون سودجویی که شکلش منحصر به مالکیت شخصی نیست.
اینکه ادعا کردند که با رفتن مالکیت اختصاصی و پیدایش مالکیت اشتراکی همه چیز اصلاح میشود و مادر همه مفاسد مالکیت اختصاصی بوده، بطلان این نظریه روشن شد و الّا نباید شما به