مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٣٠ - ارزش وجدان انسان
میشود گفت تعلقات اشیاء [به انسان از میان میرود، ولی] [١] بدیهی است که داشتن انسان منحصر به داشتن ثروت نیست، ثروت یکی از اقلامش است، مسئله فرزند و مسئله همسر هم هست. اینجا بوده که عدهای آمدهاند پیشنهاد دادهاند [که فرزند و همسر نیز اشتراکی شود.] در اوایل هم مارکسیستها اینجور پیشنهاد میکردند. در قدیم هم افلاطون برای آن مدینه فاضله خودش که همان جامعه محدود فیلسوفان حاکم و حاکمان فیلسوف [بود] که فقط آنها حق حکومت دارند [چنین پیشنهادی داد.] او برای اینکه محدود کند، گفت فقط یک طبقه بالخصوص لیاقت حکومت دارند که همان حکیمان حاکم و حاکمان حکیم هستند ولی اینها باید به شکلی دربیایند که خلاصه نیششان بریده شود که هیچ نوع سوء استفادهای نتوانند بکنند. او نه به حساب کلی جامعه بشری، بلکه به حساب اینکه باید آن طبقهای را که میخواهند حکومت کنند طوری ساخت که دیگر نتوانند سوء استفادهای بکنند، آمد برای آنها پیشنهاد زندگی اشتراکی کرد: حق تملک ثروت خصوصی نداشته باشند که بعد بخواهند از مقامشان سوء استفاده کنند و ثروت جمع کنند. حق فرزند زادن اختصاصی هم نداشته باشند، حتی بچه هایشان هم بچههای اشتراکی باشند. زنهایشان هم زنهای اشتراکی باشند. البته خود افلاطون هم در آخر عمرش از این نظریهاش برگشت. بعد دیگران هم این حرف را گفتند. مارکسیستها هم در ابتدا این حرف را زدند، ولی بعد در مقام عمل در همان زمان لنین در سال ١٩٣٦ رسماً این قضیه الغاء شد، یعنی الآن عملًا در هیچ یک از کشورهای سوسیالیستی امروز نیست، گو اینکه نمیگویند که ما این را بکلی نفی کردیم بلکه میگویند یک مرحله خیلی متعالی هست که هنوز بشر لیاقتش را پیدا نکرده، باید دنیا دنیای کمونیسم بشود [تا این امر تحقق یابد،] هنوز دنیای سوسیالیسم است. الآن تروتسکیستها که در آمریکا هستند و خیلی از ایرانیها هم گرایش دارند- از قراری که بعضی از دوستان خودمان که از آنجا آمده بودند میگفتند- یک زندگی کثیف ننگینی بر همین اساس دایر کردهاند که آمریکاییها هم مخصوصاً به اینها پر و بال میدهند و آزادی دادهاند برای اینکه اینها بیشتر نفرت ایجاد کنند.
به هرحال الآن هم در هیچ کشور سوسیالیستی این تعلقات نفی نشده. جناب مائو نیز هم همسر داشت و هم فرزندان. استالین و خود لنین هم همینطور. [اگر بخواهد همسر اشتراکی باشد] آنجا که یک زن خوشگل پیدا بشود چطور؟ باز همان مسئله تصاحب و تملک مطرح است.
بالاتر از این، مسئله پُستهاست. پُستها را که دیگر نمیشود اشتراکی کرد. بالاخره یک نفر باید دبیرکل حزب کمونیست بشود که هرشب عکسش در تلویزیون پیدا بشود، در فیلمهای سینمایی ظاهر بشود، هریک جمله که به زبان بیاورد تمام خبرگزاریهای دنیا حرف او را بازگو کنند و در
[١] [افتادگی از نوار است.]