مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٢٦ - ارزش وجدان انسان
و هرکدام درآمدی پیدا میکنند و دیگر درآمد منحصر به درآمد پدر نیست. میبینیم که اینها یک احساس زندگی جمعی دارند یعنی من و ما دیگر در اینجا نیست. پدر آنچه که درآمد دارد خرج این خانه میکند، بچهها هم هر مقدار که درآمد دارند خرج همین خانه میکنند و به همین خانه میریزند. اگر یکی از این فرزندان اعم از پسر یا دختر یا پدر یا مادر بیمار بشود و یک خرج فوق العاده مثلًا خرج یک عمل جراحی یا یک مسافرت خارج پیدا کند، از بودجه خانواده خرج او میکنند. هیچ وقت کسی احساس نمیکند که چرا پول من خرج این خواهر یا برادر بشود؛ این حرفها اساساً مطرح نیست. میگویند که زندگی سوسیالیستی همان زندگی اجتماعی و برادرانه است که من و ما از میان رفته باشد.
اختلاف این نظر با آن نظر در این جهت است که آن نظریه معتقد است که یگانه علت من شدنها پیدایش مالکیت است و یگانه عامل بازگشتِ به «ما» از بین رفتن مالکیت است؛ و این علت- که خود مالکیت باشد- در یک لحظه خاص تاریخی- که نمیتوانسته قبل از آن به وجود بیاید و نمیتوانسته بعد از آن به وجود بیاید- به وجود آمده و «ما» را تبدیل به «من» ها کرده است و در یک لحظه خاص تاریخی که هیچ به تصمیم انسانها مربوط نیست بلکه مربوط است به یک درجه خاصی از تکامل ابزار تولید، از بین میرود. وقتی که ابزار تولید به یک مرحلهای از تکامل برسد، مالک دیگر نمیتواند مالک خصوصی باشد و مالکیت خصوصی نمیتواند باقی بماند؛ یعنی ابزار تولید به شکلی درمیآید که دیگر روابط تولید به آن وضع نمیتواند باقی بماند. تولید وقتی که دسته جمعی شد و به صورت این کارخانههای عظیم درآمد که همه با یکدیگر باید کار کنند و کارخانه را اداره کنند، روابط تولیدی هم جبراً باید به صورت مالکیت دسته جمعی دربیاید. قبل از اینکه ابزار تولید به این مرحله تکامل برسد امکان نداشت که این مالکیت اشتراکی به وجود بیاید تا در نتیجه سوسیالیسم به وجود بیاید، بعد از آن هم که به این مرحله رسید امکان ندارد که نشود.
درست مثل بچهای که میخواهد متولد بشود. یک بچه اگر بخواهد متولد بشود حالت اولش که حالت نطفه است باید مراحلی را در رحم طی کند تا برسد به آن مرحلهای که دیگر کارش در رحم پایان بپذیرد. قبل از آن مرحله نمیتواند متولد بشود و اگر با یک عامل مکانیکی و خارجی متولد بشود یک بچه سقطشده است. به حسب آن دینامیسم داخلی خودش باید سر موعدش متولد بشود. حالا اگر یک عامل خارجی، یک بیماری، یک لگدی که مثلًا یک کسی به شکم یک زن بزند سبب بشود که این بچه قبل از وقت سقوط کند، این همان سقط جنین است که آخرش هم او بچه نخواهد شد. پس مالکیت دسته جمعی و سوسیالیسم قبل از مرحله تاریخی خودش به وجود نمیآید و در مرحله تاریخی خودش هم امکان ندارد که به وجود نیاید، بلکه به وجود میآید.