مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٥٢ - ارزش وجدان انسان
تعبیری که کرده است موافق است با حرفی که منطقیین میگویند.
« فصل ممیز » انسان چیست؟
حال که این اصل کلی را دانستید که هر نوعی، از انواع دیگر مابه الاختلافهای متعدد میتواند داشته باشد ولی یکی از مابه الاختلافها ذاتی آن شیء است و همان یک مابه الاختلاف است که ملاک نوعیت این نوع است و به آن «فصل» میگویند و به باقی مابه الاختلافها مابه الاختلافهای عرضی میگویند، میگوییم در باب انسان این مسئله همیشه مطرح بوده است که این انسان که یک نوع از انواع حیوان است- چون گفتیم در این جهت هیچ اختلافی نیست که انسان خودش یکی از انواع حیوانات است- آنچه که این حیوان را از حیوانهای دیگر جدا میسازد و فصل ممیز اوست چیست؟
مجموعهآثاراستادشهیدمطهری ج١٥ ٥٥٢ «فصل ممیز» انسان چیست؟ ..... ص : ٥٥٢
ما آن را قوّه عاقله میدانستند، میگفتند آن چیزی که انسان را از حیوانات متمایز میسازد و منوّع انسان است قوّه عاقله است و مقصود قوّه تفکر یعنی قوّه استدلال، قوّه اکتشاف قوانین کلی است (اسمش را هرچه میخواهید بگذارید). یک قوّهای به نام قوّه عاقله قائل بودند که انسان با آن میتواند بیندیشد (اندیشیدن علمی و استدلالی) [١] و یک سلسله قوانین و اصول کلی کشف کند. همین را با کلمه «ناطق» بیان میکردند. لغت «ناطق» اگرچه به معنی سخنگوست ولی در واقع- چون منطق را که منطق میگویند از همین جا میگویند- مقصود حیوانی است که میتواند منطق به کار ببرد، استدلال کند، فکر کند و بیندیشد.
این یک نظریهای بوده که قدما داشتند. قدما هم قبول داشتند که انسان خیلی چیزهای دیگر دارد که با حیوانات فرق میکند. انسان میخندد، حیوان دیگری ما سراغ نداریم بخندد. انسان میگرید، حیوان دیگری ما سراغ نداریم بگرید (اگرچه اخیراً ادعا میکنند که داروین در بعضی حیوانات ادعا کرده است که گریه مشاهده شده است). از نظر اندام، انسان روی دو پا و مستقیم راه میرود، هیچ حیوانی نداریم که مثل انسان مستقیم القامه راه برود. بعضی حیوانها دو شکلی راه میروند مثل خرس که احیاناً روی دوپا هم راه میرود، ولی راه رفتن عادیاش روی چهارپا (دو دست و دو پا) است. یا پهن ناخن بودن؛ در میان حیوانات شاید حیوان دیگری نداشته باشیم که انگشتان و ناخنهایی شبیه ناخنهای انسان داشته باشد. اینها همه یک چیزهایی است که انسان را از حیوانات جدا میکند، اما اینها ملاک اصلی نیست.
بعضیها هم این مطلب را ممکن است بگویند- البته هیچ عالمی این حرف را نزده ولی ممکن
[١] این اندیشیدن شامل اندیشیدن قیاسی و اندیشیدن تجربی میشود.