مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٢٦ - ارزش وجدان انسان
انسان دارد که آن ملاک در صنعت وجود ندارد. وحدت جامعه انسانی وحدت فرهنگی است، در اثر تبادل فرهنگ واقعاً یک شخصیت واحد واقعی به وجود میآید، ولی در باب امور صناعی چنین چیزی در کار نیست. اگر ما گاهی میگوییم در مجموع انسانها، گاهی میگوییم در واحد انسان، برای این است که اکنون نمیخواهیم بهطور صریح این مسئله را طرح کرده باشیم. حالا گیرم کسی آمد گفت جامعه هم واحد اعتباری است، فقط نسلی میرود نسل دیگری سر جای او مینشیند؛ بسیار خوب، مثال ما اختصاص پیدا میکند به فرد، یعنی تکامل واقعی در فرد است و در جامعه نیست.
پس حالا که این مسئله طرح شد، برای اینکه در نوشتهها مضبوط شود، به دنبال بحث تکامل واقعی و تکامل اعتباری، این مسئله را ما عجالتاً طرح بکنیم که آیا تکامل اجتماعی انسان (نه تکامل ابزار) یک تکامل واقعی است و یا یک تکامل اعتباری؟ آیا تکامل فرهنگی و تکامل معنوی انسان یک تکامل واقعی و فلسفی است به تمام معنی دقت؟ واقعاً یک واحدی است که این واحد در تکاپوست و از نقص به کمال میرود؟ یا نه، در اینجا هم معنایش این است که یک نسل ناقص میرود نسل کاملتر به جای او مینشیند، نه این است که آن تبدیل شده به این؟ این بستگی دارد به آن نظریهای که ما قبلًا طرح کردهایم که آیا وحدت جامعه وحدت واقعی است؟ آیا این حقیقت است که جامعه دارای یک روح است و انسانها به منزله اندام و هیچ مجازی در این نیست؟
که ما خودمان تا حدی به این مطلب قائل هستیم. اگر این مطلب را در جای خودش قبول کردیم تکامل فرهنگی جامعه یک تکامل واقعی است نه مجازی، و اگر آن نظریه دیگر را قبول کردیم که اصالت مال فرد است و جامعه امر اعتباری است (همان مسئله اصالت فرد و اصالت اجتماع) بنابراین تکامل اجتماعی هم نظیر تکامل ابزاری است یعنی جانشین شدن کامل به جای ناقص است نه تبدیل شدن ناقص به کامل. پس این مطلب را همین قدر علی المبنا اینجا میگذاریم و از آن رد میشویم چون در جای خودش بحث کردهایم.
- در مورد تکامل حقیقی فرد انسان هم کسی میتواند تردید بکند با توجه به جمله «من در یک رودخانه دو بار وارد نشدم» یا کلَّ یوْمٍ هُوَ فی شَأْنٍ [١]، که حتی در انسان در همه مواد هم تکاملی نیست بلکه عدم هست و وجود.
استاد: این نظریه نظریه انکار حرکت است. سؤال خوبی است که شما میکنید ولی جای طرح آن
[١] الرحمن/ ٢٩.