مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤٨٠ - ارزش وجدان انسان
که اگر اینجور باشد این دفعه بهتر خواهد شد. این دفعه بهترش میکند. اگر این سنگ به این شکل باشد بهتر خواهد شد، صیقلی باشد بهتر خواهد شد، به فکر صیقل زدنش میافتد. آنوقت میگوید:
پس ابزارها تغییر مینمایند [١] و با تغییر ابزار و ایجاد عملیات وسیعتر بر روی طبیعت، وضعیت زندگی عوض میشود.
ابزار را خود انسان تغییر میدهد. وقتی که اینجا گفتیم انسان ابزار را تغییر میدهد نه ابزارْ انسان را، بعد عین همین حرف در سایر شئون مطرح میشود. وقتی که آن موتور تکامل در درون انسان است، انسان همانطور که به ابزار تولید خودش تکامل میبخشد، به زبان خودش هم تکامل میبخشد، نه اینکه ابزار تولید به زبانش تکامل میبخشد. فرض کنید خطش که علامتهاست، اول به صورت شکل سازی است (خط هیروگلیف)، میخواهد مثلًا نان را به طرف بفهماند عکس نان را میکشد، بعد کم کم همان اندیشه انسان است که اینها را تغییر میدهد. همین قدر ما بتوانیم مطلب را [به اینها بقبولانیم]- چارهای نیست و نتوانستند نظر خود را توجیه کنند- که موتور تکامل در درون انسان است، میخواهید شما این نظریه را ایده آلیستی بدانید یا غیر آن، انسان است که دارای چنین فطرتی و چنین استعدادی هست که میتواند ابزار تولید خودش را تکامل ببخشد و میبخشد و تکامل جو هم آفریده شده است؛ میگوییم به همان دلیل که ابزار تولیدش را تکامل میبخشد علمش را هم تکامل میبخشد، قانونش را هم تکامل میبخشد، همه چیز دیگرش را هم تکامل میبخشد.
اینها هیچ نتوانستند قضیه را آنطور که میگویند توجیه کنند، تکامل انسان را با تکامل ابزار تولید توجیه کنند به طوری که انسان را تابعی از ابزار تولید بدانند.
غرایز اصیل انسان
نکتهای که قبلًا گفتیم باز باید گفته شود و فراموش نشود، در فصل «تولید» هم خواهد آمد که اینها وقتی اصالت را برای اقتصاد و برای ماده و مادیات میدانند، صرفاً به جنبه روان شناسی قضیه نظر ندارند. البته یک جنبهای که به آن نظر دارند همین است ولی صرفاً این را نمیگویند چون آن به تنهایی نمیتواند به قول اینها تکامل را توجیه کند، زیرا میشود ایده آلیستی. جنبه روان شناسی مطلب یک بحثی روی غرایز است و آن این است که انسان دارای چه غرایز اصیلی هست؟ که
[١] نمیگوید پس انسان ابزار را تغییر میدهد.