مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٤١٢ - ارزش وجدان انسان
- طبقه کارگر هیچ وقت سرمایهدار نمیتواند بشود؟
استاد: این طبقه کارگر نه، ولی میگوید این بعد به نفی او میرسد، بعد ما میرسیم به جامعه بی طبقه. به این معنا از طبقه خارج میشود.
- اگر به آن معنا باشد بنابراین عامل شخصیتش عامل مهمی میشود. اگر یک کارگر سرمایهدار بشود بنابراین این از یک طبقه به طبقه دیگر رفته، بنابراین عامل شخصیتش در کار بوده. چطور میشود که از یک طبقه به طبقه دیگر میرود؟ یا به عکس، طبقه سرمایهدار یک اتفاق بیفتد بشود کارگر.
استاد: بله، نظیر این نقضها به اینها خیلی زیاد وارد است، از دو طرف هم هست. ممکن است کسی در طبقه سرمایهدار باشد ولی طرفدار طبقه کارگر باشد یا کارگر باشد طرفدار [سرمایهدار.] یک وقت یک آدم سرمایهدار حرفی زد، از او تعجب کردم. صحبت همین جریانها بود و تمایل شدیدی که اخیراً جوانها به مارکسیسم پیدا کردهاند و بچه مذهبیها هم گرایش پیدا میکنند. او با اینکه خودش یک سرمایهدار خیلی بزرگی هم هست گفت که خلاصه با حرف کاری نمیشود درست کرد. باید از جنبههای علمی و فکری گفت ولی وارد عمل هم شد. من یک چنین حرفی را از او انتظار نداشتم. گفت خلاصه با این فتوا و این حرفهای شما کار درست نمیشود، باید شما بیایید بگویید که هرچه این فلانی (خودش را میگفت) دارد همهاش دزدی است. خود من اقرار میکنم که هرچه دارم دزدی است. اینها را شما باید بروید به مردم بگویید. تا یک چنین فتواهای انقلابی نباشد کار درست نمیشود. باید بگویید فلان کس دزدی میکند، هرچه دارد از طریق دزدی است.
این، وجدان بشر است. این واقعاً یک مسئلهای است. همین حرف ارزش دارد. همین ارزش دارد که یک انسان وجدانش بر خلاف وضع طبقاتیاش حکم کند. این نشان میدهد که انسان اصالتی دارد. اینجور انسانها قهراً کارهایی که ما میگوییم «کار خیر» هم خیلی انجام میدهند ولی در عین حال خودش میآید به نفع گروه مخالف و ضد خودش اظهارنظر میکند. از آن طرف هم هست. از آن طرف که خیلی زیاد است. این بحث امشب بحث خوبی بود. این را باید ضبط و نگهداری کنید یعنی به ذهن بسپارید، زیرا بحث خیلی لازم و مفیدی است. اگر این بحث نشود بحثهای دیگر خوب روشن نمیشود.