مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٥ - ارزش وجدان انسان
استاد: البته یک وجود دادن به آن مفهومی است که فلاسفه ما میگویند. ولی یک وجود دادن به این معناست که اگر الف نمیبود ب وجود پیدا نمیکرد ولی اگر ب هم نبود باز الف وجود داشت؛ همان علل معدّه، ولی در علل معدّه هم مرتبه علت یک مرتبهای است غیر از مرتبه معلول. اگر این پدر وجود نمیداشت این پسر قطعاً نبود ولی [اگر] این پسر نبود هم این پدر وجود داشت. آن وقت در همین جا که پدر چنین رابطهای با فرزند دارد در عین حال فرزند هم روی همین پدر اثر میگذارد.
- پس این را میشود به این صورت بگوییم: در مورد علل معدّه تأثیر متقابل میتواند وجود داشته باشد.
استاد: بله، همینطور است.
- ولی در مورد علت واقعی نمیتواند وجود داشته باشد.
استاد: علت واقعی که اصلًا چنین چیزی در مورد آن محال است. ولی بحث اینها در علل ایجادی که ما میگوییم نیست، همه در همین علل معدّه است.
- بحث اول که بحث علیت بود، آن آخر بحث نفهمیدم چه نتیجهای گرفتیم.
استاد: در واقع ما دو بحث کردیم یعنی همه یک بحث نبود. بحث اول راجع به این نظریه بود که اقتصاد زیربناست. اول بهطور مطلق در کلمات مارکس و دیگران بیان شده، ولی بعد در تعلیماتی که در آخر دادند، هم خود مارکس هم انگلس تعدیلاتی در آن وارد آوردند و حتی مؤلف میگوید:
«انگلس نیز در مکاتبات خود اعتراف کرد که بعضی از فرمولهای افراطی مارکس و خود او نتیجه بحثهای مشاجره آمیز آنان بوده است.» تقریباً از اینکه اقتصاد علت مطلق باشد دست برداشتند به همین شکلی که حالا ما توجیه کردیم، یعنی گفتند با اینکه علت است ولی علیت مطلق ندارد، تحت تأثیر معلول خودش هم قرار میگیرد. این یک بحث بود.
- به هر حال ما به این شکل توجیه کردیم.
استاد: خودشان به این شکل توجیه نکردند، ما به این شکل توجیه کردیم.