مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٩٠ - ارزش وجدان انسان
میزدند هر کدامشان یک دیگلون در دست داشتند (جَلَک هم به آن میگفتند [١]) و مشغول رشتن نخ میشدند. این یک کار فردی است. یک فرد بدون احتیاج به هیچ فرد دیگری یک مقدار پشم یا پنبه بر میدارد، چوب یا سنگی را هم بر میدارد (دیگلونها چوبهای ساخته شده مخصوص برای این کار بود، گاهی هم با تکه سنگ این کار را میکردند)، کار فردی انجام میدهد. این شیوه تولید یک شیوه فردی است.
در کشاورزی، هم شیوه فردی وجود دارد هم شیوه جمعی. مثلًا یک نفر به تنهایی میرود دنبال دیمه کاری، همه کارها را از اول تا آخر خودش به تنهایی انجام میدهد. ولی یک شیوههای جمعی هم به وجود میآورند که آن صورت تکامل یافتهاش است. در خراسان آن گروه را میگویند «صحرا». فریمان ما از آن قدیمها بیست و چهار صحرا داشت. هر صحرایی تشکیل میشد از یازده انسان و پنج جفت گاو. پنج انسان را «دهقان» میگفتند. هر دهقانی سرو کارش با یک جفت گاو بود. مثلًا با آنها به زراعت میرفت، کشت میکرد، زمین را میراند، یا یک کارهایی که در وقت خرمن کوبی باید انجام میداد. پنج تای دیگر را میگفتند «سالار» که یک درجه بالاتر از دهقان بود. بچههای تازه وارد همان کارها را میکردند، سالارها تخصص بیشتری در کارها داشتند و بیشتر کارهای تخصصی انجام میدادند؛ مثلًا زمین را آبیاری کردن که اصطلاحاً میگفتند «گسارد»، زمین را گسارد کردن، آبیاری کردن، چون آب را باید طوری روی زمین پهن کنند که همه زمین را بگیرد. یک مهارت بیشتری میخواهد. اینجور کارها را آن سالارها میکردند؛ و یک نفر هم در رأس قرار داشت که به او میگفتند «سرسالار». او در واقع مدیر این گروه بود. در کارهای دیگر شرکت میکرد ولی بیشترْ کارهایش کارهای فکری و مدیریت بود. این خودش یک عمل کشاورزی دسته جمعی بود. این، شیوه تولید در آنجا بود. بهطور مشترک این کار را انجام میدادند. آن وقت حساب داشت. حساب به نظرم اینطور بود که هریک گاو مساوی نیم دهقان میبرد. هر دهقان، آن که در آخر سال سهم میبرد، با دو گاو برابر بود. (اغلب صاحب گاو خود دهقان بود.) مثلًا اگر کسی یک جفت گاو داشت آخر سال سهم یک جفت گاو او برابر سهم یک دهقان بود که میبرد. سرسالار یک مزایای دیگری داشت که میبرد، یا سالار یک مزایای دیگر.
غرضم این است: کار را بهطور دسته جمعی انجام میدادند. بهطور دسته جمعی تولید میکردند و بعد در آخر سال با یک قرارداد قطعی که در میانشان بود [محصول] را میان خودشان توزیع میکردند. شیوه تولید فرق کرده بود و حالت دسته جمعی داشت.
در عصر جدید با پیشرفت صنعت، وجه تولید و شیوه تولید بکلی عوض شده، دیگر اصلًا
[١] این مثل کلمه «نیشگون» است که هر شهری که شما بروید یک اسم مخصوص به خود دارد.