مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٠ - ارزش وجدان انسان
که این [کتاب] خوب هم بیان نکرده است.
یک چیز دیگری که در فلسفه هگل هست این است که چون قائل به وحدت ذهن و عین است میگوید که نظام عالم، نظام اصیل و اصلی عالم، آنچنان که فلاسفه پیشین خیال کردهاند، نظام علت و معلول نیست که ما خدا را به عنوان علة العلل بشناسیم، علت اصلی و علت نخستین؛ بعد، از علت نخستین معلول اول صادر شده، بعد معلول دوم و بعد نظام عالم به این شکل به وجود آمده است.
این را قبول ندارد، بلکه نظام عالم را نظام «دلیل و مدلول» میداند نه نظام «علت و معلول»؛ چون در علت و معلول، ما میگوییم معلول از علت به وجود میآید؛ در دلیل و مدلول میگوییم که مدلول از دلیل استنتاج میشود، نتیجه گیری میشود. او میگوید که پیدایش معلول از علت، در عقل هیچ ضرورتی ندارد. مثل این که ما میگوییم آب در صد درجه حرارت تبدیل به بخار میشود.
میگوید تبدیل به بخار میشود ولی از نظر عقل هیچ ضرورتی ندارد. آب در صد درجه حرارت تبدیل به بخار میشود، در صفر درجه تبدیل به یخ میشود. میگوید ما میبینیم اینجور میشود.
از نظر عقل هیچ ضرورت ندارد. اگر آب در صد درجه حرارت تبدیل به یخ میشد و در صفر درجه تبدیل به بخار میشد برای عقل فرق نمیکرد. ولی در استدلال، در نتیجه گیری، ضرورت عقل است. مثل این که میگوییم زاویه الف با زاویه ب مساوی است و زاویه ب با زاویه ج مساوی است. این که زاویه الف با زاویه ج مساوی باشد، ضرورت عقل است، محال است غیر از این باشد.
آن وقت از یک طرف قائل به وحدت عقل و عین است، قائل به وحدت ذهن و خارج است، از طرفی هم نظام عالم را نظام دلیل و مدلول میداند، یعنی همانطور که ذهن استنتاج میکند خارج هم استنتاج میشود. آنگاه چه نتیجه گیری میشود؟
ما در فلسفه خودمان داریم، میگوییم که یک شیء، واسطه در ثبوت است، یک شیء واسطه در اثبات. ممکن است یک شیء واسطه در ثبوت باشد و واسطه در اثبات نباشد؛ [و ممکن است] واسطه در ثبوت برای یک ذی واسطه، واسطه در اثبات باشد. اینها معنایش چیست؟ واسطه در ثبوت یعنی علت خارجی. مثلًا آتش علت است برای بالا رفتن درجه حرارت. این را میگویند واسطه در ثبوت یعنی در وجود واقعی. میگوییم آتش علت است برای بالا رفتن درجه حرارت.
این مربوط به عالم عین است. واسطه در اثبات مربوط به عالم ذهن است، یعنی آن که سبب میشود برای کشف. ممکن است یک شیء واسطه در ثبوت باشد، واسطه در اثبات هم باشد.
چطور؟ مثلًا اگر به ما گفتند در اینجا فلان مقدار حرارت به این آب دادهاند، ما آن وقت کشف میکنیم که بنابراین درجه این زیبق [١] این قدر بالا رفته است؛ یعنی ذهن ما از علت معلول را کشف
[١] [به معنی جیوه.]