مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٥٥ - ارزش وجدان انسان
خویش را ارضاء میکنند ولی خود انسانها ناآگاهند که وقتی به حساب خودشان با اراده و اختیار خود امیال خویش را ارضاء میکنند، در واقع آن طبیعت عینی اینهاست که در زیر این دستگاهِ شعوری و فکری دارد به سوی هدف خود حرکت میکند و این میلها را استخدام کرده است. انسان خیال میکند که دارد برای میلش کار میکند ولی در واقع آن مرحله شعوری و فرهنگی دارد طبیعت خودش را خدمت میکند [١].
مثالی عرض میکنم: شما یک انسان متوجه یعنی عالم و تحصیل کرده را در نظر نگیرید، از یک بچه شروع میکنیم. یک بچه گرسنه میشود، داد میکشد که من غذا میخواهم. تشنه میشود، فریاد میکند که من آب میخواهم. میل به بازی پیدا میکند، میگوید من اسباب بازی میخواهم.
این بچه از نظر فهم خودش همین است که من این را میخواهم، چون میخواهم باید برای من تهیه شود. این غذا را میخواهم، باید بخورم. این آب را میخواهم، باید بنوشم. این اسباب بازی را میخواهم، باید داشته باشم. ولی آیا این بچه آگاه است که در ماورای شعور او یک طبیعتی در جریان است و این طبیعت احتیاج به آن شیء دارد؟ یعنی آیا میداند معدهای دارد، رودهای دارد، کبدی دارد، جهاز هاضمهای دارد، جهاز تنفسی دارد و او که احساس گرسنگی میکند آن را به صورت یک میل درک میکند ولی در واقع آن دستگاه دارد اعلام میکند که من احتیاج به غذا دارم، بدل مایتحلّل میخواهم؟ اگر او میل ایجاد نمیکرد و میگفت بدل مایتحلّل میخواهم، این دنبال غذا نمیرفت. ولی وقتی که میل است و لذت، او دنبال لذت خودش میرود اما نمیداند که دنبال لذت رفتنش کار کردن برای آن طبیعتی است که او اکنون آگاه از آن طبیعت نیست. آب که میخواهد، اصل مطلب آن است که طبیعت است که دنبال آب میگردد. ولی این مثل یک گیاه نیست که آبش را از رطوبت زمین استفاده کند، آب را از خارج باید بروند بیاورند. تا دستگاه شعور و اراده، میلی و لذتی در کام او نریزد او برنمی خیزد برود آب بنوشد. او میرود آب مینوشد- به خیال خودش- فقط برای اینکه لذت ببرد ولی طبیعت او را وادار به این کار میکند برای اینکه مایحتاج خودش را برآورد.
این است که در زیر این دستگاه ظاهری یک دستگاه دیگری است. معمولًا ما میگوییم که انسان در شعور خودش هدف دارد ولی طبیعت مثلًا قلب یا معده من هدف ندارد. اتفاقاً آنها از ما بیشتر هدف دارند. ما در استخدام هدفهای آنها هستیم، یعنی شعور انسان در استخدام هدفهای طبیعت است.
این حرف آدام اسمیت حرف بسیار خوبی است: «افراد تمایلات خود را اقناع میکنند (یعنی
[١] در مقاله ششم اصول فلسفه آقای طباطبایی این مطلب را خیلی خوب بیان کردهاند.