مجموعه آثار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٢٤ - ارزش وجدان انسان
میگفت هر مرحله بعدی جبراً نسبت به مرحله قبلی پیشرفت است و نمیتواند پیشرفت نباشد، آن طور که آنها برایش فرمول درست کردهاند، اگر چنین میبود نوعی برهان فلسفی بود بر پیشرفت، بدون آنکه خود پیشرفت محسوس و ملموس باشد یا آثارش مشاهده شود. میگفتیم بسیار خوب، به دلیل اینکه آن مرحله بعد از این مرحله است حتماً پیشرفت است. در آن صورت مسئله زمان (زمان تقویمی) به این شکل بود که همیشه ما تاریخ را باید در نظر بگیریم، هرچه برحسب تقویم دیرتر پیدا شده نسبت به آنچه که تقویماً مقدم است کاملتر است؛ و این اولًا حرف مفتی است و ثانیاً خود این شخص قبول ندارد. در آن صورت انحطاط نباید در عالم وجود داشته باشد [١] و حال آنکه خود مؤلف انحطاط را قبول دارد، میگوید جامعهها به یک مرحلهای که میرسند به انحطاط کشیده میشوند و بعد در جای دیگری میبینید که تکامل شروع میشود.
بنابراین صرف اینکه آن زماناً بعد از این است نمیتواند مقیاس باشد. پس مقیاس دیگری باید داشته باشیم. مثلًا بگوییم از این نقطه رفتیم به آن نقطه، دیدیم قدرتمان بیشتر شد. حالا که قدرتمان بیشتر شد، چون ملاک قدرت است پس ما به کمال رسیدیم. بعد میرویم نقطه دیگر، اگر دیدیم به قدرت بیشتری رسیدیم به کمال بیشتری رسیدهایم. در این صورت یک معیار در دست داریم. یک وقت ما معیاری در دست داریم به نام قدرت، معیاری داریم به نام حکمت، معیاری داریم به نام آزادی، معیاری داریم به نام برابری. در این صورت میتوانیم قضاوت کنیم، و الّا همینطور بگوییم هدفها تدریجاً [مشخص میشود] و وقتی بپرسند جامعه به کدام سو میرود، بگوییم به «نمیدانم کجا» و به «ناکجا آباد» میرود- که خود اینها میگویند و اصطلاحی است که یکی از فرنگیها دارد- ولی این کمال است، در این صورت این سؤال مطرح میشود که به چه دلیل کمال است؟! اینها میخواهند تکامل را نسبت به آینده قبول کنند بدون اینکه راه و مقصد، خط سیر و هدف را نشان بدهند، و این نمیشود.
اگر ما بخواهیم قبول کنیم که در آینده تکامل هست، اول باید کمال و تکامل را تعریف کنیم، راه و مقصد را مشخص کنیم. بعد هم دلیل بیاوریم که جامعه در این مسیر و به سوی این مقصد میرود تا قبول کنیم کمال است. پس ما نمیتوانیم مطمئن باشیم که جامعه در آینده رو به کمال میرود مگر آنکه قبلًا کمال را کاملًا تعریف کرده و راه رسیدن به آن را مشخص کرده باشیم و بعد بگوییم جامعه در آینده در این راه و به سوی این هدف میرود، پس جامعه متکامل است. اما هیچ معیاری برای کمال به دست ندهیم، همین قدر بگوییم جامعه رو به پیشرفت است [صرفاً یک ادعاست.] این است که به نظر من یک ابهام اینچنینی در سخنان اینها هست.
[١] اگر تقویم ملاک باشد، انحطاط مفهوم ندارد.